آمار
تبلیغات کلیکی سامانه گوگل پلاس و افزايش بازديد
چتروم جرقه ايراني باكس كارت شارژ به قيمت دولتي و نمايندگي ايرانسل و همراه اول
آموزشي
X
تبلیغات
 
گروه اينترنتي جرقه ايراني
گروه اينترنتي جرقه ايراني
درباره وبلاگ


با سلام
خوشبختي مادر3جمله است:
تجربه ازديروزاستفاده ازامروزاميدبه فردا...
ولي ما با3جمله ديگرزندگي مان راتباه ميکنيم.
حسرت ديروزاتلاف امروزترس ازفردا
***
يافتن آب به عشق است نه به سعي اما پس از سعي
***
ديگر آدرس ما
***
http://www.www.aragheirani.ir/
http://www.jaraghe.co/
http://www.king-web.ir/
***
باكس
http://www.pasargadsaeed.blogveb.com/Linkbox
http://www.pasargadsaeed2.iranblog.com/services/linkbox/Show.aspx
http://www.parnevis.com/bx/pasargadsaeed
http://www.pasargadsaeed.tizweb.ir/box
http://www.jaraghe.co/Linkbox
http://www.pasargadsaeed2.parsiblog.com/links
http://pasargadsaeed.sitfa.ir/box/
***
نمايه ها
http://www.webzzz.com/pasargadsaeed/
***
انجمن
http://www.pasargadsaeed.mihanbb.com/
http://www.pasargadsaeed.tizweb.ir/talar/
http://www.pasargadsaeed.blogveb.com/Forum/
http://www.jaraghe.co/Forum/
http://pasargadsaeed.rozblog.com/Forum
http://pasargadsaeed.sitfa.ir/talar/
http://pasargadsaeed.aminblog.ir/Forum
***
UPLOAd
http://www.pasargadsaeed.persiangig.com/
***
http://www.pasargadsaeed.blogfa.com/
http://www.pasargad-saeed.blogfa.com/
http://www.mihan-love.blogfa.com/
http://www.pasargadsaeed.blogdoon.com/
http://www.pasargadsaeed.parnevis.com/
http://www.pasargadsaeed.blogpars.com/
http://www.pasargadsaeed.royablog.com/
http://www.pasargadsaeed.irangolden.com/
http://www.pasargadsaeed.aftabblog.com/
http://www.pasargadsaeed.mahblog.com/
http://www.pasargadsaeed.tarlog.com/
http://www.pasargadsaeed2.iranblog.com/
http://www.pasargadsaeed.blogsky.com/
http://www.pasargadsaeed.javanblog.com/
http://www.pasargadsaeed.clooblog.com/
http://www.pasargadsaeed.blogveb.com/
http://www.pasargadsaeed.parsfa.com/
http://www.pasargadsaeed.farsblogs.com/
http://www.pasargadsaeed.zaminblog.com/
http://www.pasargadsaeed.yasblog.com/
http://www.pasargadsaeed.rozblog.com/
http://www.pasargadsaeed.shakheh.com/
http://www.pasargadsaeed.spidblog.com/
http://www.pasargadsaeed.blogtaz.com/
http://www.pasargadsaeed.lorblog.com/
http://www.pasargadsaeed.titrblog.com/
http://www.pasargadsaeed.loxblog.com/
http://www.pasargadsaeed.mahtarin.com/
http://www.pasargadsaeed.loxtarin.com/
http://www.pasargadsaeed.glxblog.com/
http://www.pasargadsaeed.sloblag.com/
http://www.pasargadsaeed.sarzamynblog.com/
http://www.pasargadsaeed.vastblog.com/
http://www.pasargadsaeed.ariafa.com/
http://www.pasargadsaeed2.parsiblog.com/
http://www.pasargadsaeed.asalblog.com/
http://www.pasargadsaeed.mahtabblog.com/
http://www.pasargadsaeed.wblug.com/
http://www.pasargadsaeed.esoghblog.com/
http://www.pasargadsaeed.sabablog.com/
http://www.pasargadsaeed.mihanblog.com/
http://www.pasargadsaeed.kavirblog.com/
http://www.pasargadsaeed.samenblog.com/
http://www.pasargadsaeed.zanblogger.com/
http://www.pasargadsaeed.fardablog.com/
https://www.pasargadsaeed.blogtarin.com/
http://www.pasargadsaeed.blogtez.com/
http://www.pasargadsaeed.blogfa1.com/
http://www.pasargadsaeed.arisfa.com/
http://www.pasargadsaeed.baranblog.com/
http://www.pasargadsaeed.limooblog.com/
http://www.pasargadsaeed.blogstu.com/
http://www.pasargadsaeed.blogdehi.com/
http://www.pasargadsaeed.afblogfa.com/
http://www.pasargadsaeed.bloglor.com/
http://www.pasargadsaeed.zblogr.com/
http://www.pasargadsaeed.zarinfa.com/
http://www.pasargadsaeed.parsbloger.com/
http://www.pasargadsaeed.mahdiblog.com/
http://www.pasargadsaeed.niniweblog.com/
http://www.pasargadsaeed.rozfa.com/
http://www.pasargadsaeed.nikablog.com/
http://www.pasargadsaeed.niloblog.com/
http://www.pasargadsaeed.pirozfa.com/
http://www.pasargadsaeed.blognema.com/
http://www.pasargadsaeed.fardblog.com/
http://www.pasargadsaeed.pouyablog.com/
http://www.pasargadsaeed.blagba.com/
http://www.pasargadsaeed.blogmehr.com/
http://www.pasargadsaeed.persianblogz.com/
***
http://www.pasargadsaeed.parsianec.com/
http://www.pasargadsaeed.shoploger.com/
http://www.pasargadsaeed.hamvar.ir/
http://www.pasargadsaeed.iran.sc/shop.php
***
http://www.pasargadsaeed.viablog.ir/
http://www.pasargadsaeed.tarlogs.ir/
http://www.pasargadsaeed.gulfa.ir/
http://www.pasargadsaeed.atiblog.ir/
http://www.pasargadsaeed.arshblog.ir/
http://www.pasargadsaeed.najeblog.ir/
http://www.pasargadsaeed.lxb.ir/
http://www.pasargadsaeed.roomfa.ir/
http://www.pasargadsaeed.rzb.ir/
http://www.pasargadsaeed.r98.ir/
http://www.pasargadsaeed.zarrinblog.ir/
http://www.pasargadsaeed.aminblog.ir/
http://www.pasargadsaeed.asblog.ir/
http://www.pasargadsaeed.sitfa.ir/
http://www.pasargadsaeed.mahanblog.ir/
http://www.pasargadsaeed.766.ir/
http://www.pasargadsaeed.c30.ir/
http://www.pasargadsaeed.yasgig.ir/
http://www.pasargadsaeed.avablog.ir/
http://www.pasargadsaeed.jee.ir/
http://www.pasargadsaeed.blogfo.ir/
http://www.pasargadsaeed.ibsblog.ir/
http://www.pasargadsaeed.webphoto.ir/
http://www.pasargadsaeed.farabit.ir/
http://www.pasargadsaeed.loxblog.ir/
http://www.pasargadsaeed.persianblog.ir/
http://www.pasargadsaeed.javanblog.ir/
http://www.pasargadsaeed.jbg.ir/
http://www.pasargadsaeed.wpb.ir/
http://www.pasargadsaeed.bloog.ir/
http://www.pasargadsaeed.pib.ir/
http://www.pasargadsaeed.aftablog.ir/
http://www.pasargadsaeed.persiablog.ir/
http://www.pasargadsaeed.irangolden.ir/
http://www.pasargadsaeed.igl.ir/
http://www.pasargadsaeed.tizweb.ir/
http://www.pasargadsaeed.nedablog.ir/
***
http://www.pasargadsaeed.c30.cc/
http://www.pasargadsaeed.iran.sc/
http://www.pasargadsaeed.masirblog.net/
آرشيو وبلاگ
نظرسنجی
نظرت در مورد جرقه داتکو چیه؟









پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲ :: ۱۲:۵۷ ::  نويسنده : سعید کریمی ::  تعداد بازدید : ۲۸۲

از کجا بفهمم وعده ازدواج نامزدم دروغ است؟

 
یكی از موارد اصلی كه توسط دختران و پسران جوان به عنوان دلیل دوستی ها و آشنایی های پیش از ازدواجشان عنوان می شود آشنایی به قصد ازدواج است. معمولاً در اینگونه روابط یكی از طرفین به دیگری قول ازدواج داده و از وی می خواهد به منظور شناخت بیشتر مدتی با هم در ارتباط باشند.
اما متاسفانه ممكن است برخی به قول و قرارهایشان وفادار نبوده و تنها قصد سوء استفاده از فرد مقابل را داشته باشند. به همین دلیل لازم است كه افراد قادر باشند میان راست و دروغ تمایز قائل شده و خود را از عواقب ناگوار چنین مسئله ای محفوظ بدارند.

 
معمولاً در رفتار و افكار كسانی كه با دادن وعده دروغین سعی در اغفال فرد مقابل دارند  نكاتی دیده می شود كه با كمی دقت در آنها می توان نسبت به نیت فرد مقابل آگاهی حاصل نمود.

مهمترین این مسائل و رفتارها عبارتند از
 
اصرار بر پنهان ماندن رابطه
معمولاً این افراد اصرار دارند كه  هیچ یك از اعضای خانواده و حتی دوستان از این ماجرا با خبر نشوند. گرچه ممكن است آنها دلایلی مانند نامساعد بودن شرایط،‌ ترس از مخالفت اطرافیان و ... را دلیل این درخواست معرفی می كنند اما چون در حقیقت قصد ازدواج ندارند از اینكه شما این موضوع را با دیگران در میان گذاشته و آنها شما را راهنمایی كنند و همچنین به منظور اجتناب از جدی شدن رابطه از طریق مطلع شدن خانواده ها، می خواهند این رابطه پنهان بماند.

پیشنهاد ازدواج در آغاز آشنایی
اگر فردی بدون هیچ آشنایی قبلی با شما  در همان اولین برخورد پیشنهاد ازدواج داد باید كمی محتاط شوید. چطور ممكن است در اولین برخورد، شخصی چنین پیشنهاد مهمی به شما بدهد بدون آنكه هنوز شما را درست شناخته باشد؟ در چنین مواردی احتمالاً ویژگی های ظاهری مانند زیبایی، وضعیت مالی،‌تحصیلی و... شما فرد مقابل را تحت تاثیر قرار داده و وی از دادن پیشنهاد ازدواج به شما اهداف دیگری دارد.

پیشنهاد ازدواج پس از رد درخواست های نامعقول
اگر فردی كه با او آشنا شده اید پس از اینكه شما به درخواست های نامعقول وی در زمینه های مختلف مثل  صمیمیت جسمی یا درخواست كمك مالی پاسخ منفی دادید به شما  پیشنهاد ازدواج داد بدانید كه او تنها به دنبال راهی برای رسیدن به خواسته های خویش است و به محض اینكه نیازهایش ارضا شود قول و قراهایش را زیر پا خواهد گذاشت.

تمایل نداشتن به صحبت كردن درباره ازدواج
اگر فردی كه به شما قول ازدواج داده از  صحبت كردن در این باره طفره می رود دقت خود را كمی بیشتر كنید. اگر ازدواج برای وی یك هدف باشد مانند هر هدف دیگری بریا رسیدن به آن برنامه ریزی نموده و تلاش می كند. به همین دلیل باید در مورد آن با شما صحبت كند تا به كمك هم تصمیماتی اتخاذ كنید و گام هایی بردارید كه شما را به هدفتان نزدیك تر كند. مثلاً ممكن است فردی تصمیم بگیرید كه در كلاس های آموزش مهارت های زندگی شركت كند یا به دنبال پیدا كردن شغلی باشد. به هر حال هنگامی كه فرد قصد انجام كاری دارد حتماً در مورد آ ن فكر و اقدام می كند.

موكول كردن ازدواج به سال های بعد
اگر فردی كه با او آشنا شده اید می گوید با آنكه علاقه بسیاری به شما دارد اما  حداقل تا پنج سال دیگر شرایط ازدواج را ندارد و از شما می خواهد كه به خاطرش صبر كنید، باید در صحت گفته های وی شك كنید. بهتر است دلایل وی را بشنوید و به او بگویید كه لازم نیست در شروع زندگی همه شرایط ایده آل باشد و شما از اینكه در كنار وی برای ساختن زندگی تان تلاش كنید لذت می برید.

پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۲ :: ۱۳:۰۱ ::  نويسنده : سعید کریمی ::  تعداد بازدید : ۲۱۷

از کجا بفهمیم عاشق شدیم؟


وقتی به او فکر می‏کنم، قلبم می‏زند. دست و پایم را گم می‏کنم، تمام حواسم پیش اوست...

 آیا این عشق است، یعنی عاشق شده‏ ام؟ همیشه به او فکر می‏کنم، می‎خواهم همه جا حضور داشته باشد، اگر نباشد دلتنگ می‏شوم، وقتی می‏خندد خوشحالم و وقتی گریه می‏کند، ناراحت می‏شوم، همانی را می‏خواهم که او می‏خواهد. به طور حتم این عشق است.

 آیا واقعا عاشقی؟
 برخی نشانه‏ها می‏تواند به شما اثبات کند که عاشق طرف مقابل هستید و او هم به همان اندازه شما را دوست دارد.

 1 - به سمت هم کشیده می‏شوید
 یکی از نشانه‏های عشاق این است که از کنار هم بودن احساس غرور می‏کنند و همدیگر را در مقابل دیگران به‏گونه‏ای توصیف می‏کنند که انگار برترین هستند. در مقابل افرادی که همدیگر را دوست دارند اما عاشق واقعی نیستند، عیوب همدیگر را بیشتر از خوبی‏های هم می‏بینند و هر یک در رابطه احساس حقارت می‏کنند.

2 - با هم خوش می‏گذرانید
 وقتی عاشقید حضور طرف مقابل لذت‏بخش است و در عین داشتن اضطراب، فرد عاشق احساس لذت می‏کند و این در واقع همان تقابل عقل و احساس است. وقتی با فردی قراری عاشقانه دارید، اما احساس افسردگی خستگی و سردرگمی می‏کنید یعنی یا شما عاشق نیستید یا طرف مقابلتان.

 3 - همیشه برای هم حاضرید
 وقتی با او تماس می‏گیرید حتی اگر در جلسه کاری باشد پاسخ شما را کوتاه هم که شده می‏دهد. همیشه خوش خلق است و به دنبال فرصتی برای دیدنتان می‏گردد. تمامی این کارها یک معنا دارد طرف مقابل عاشق شماست. شما اولویت اول او هستید، او می‏خواهد این حس را نشانتان دهد. اگر طرف مقابلتان به شما زنگ نمی‏زند خود را با کار سرگرم کرده و وقتی با شماست مرتبا با تلفن حرف می‏زند یعنی عاشقتان نیست.

4 - نگران هم هستید
 وقتی با هم هستید از شما می‏پرسد که روز خوبی را گذرانده‏ای یا نه و اینکه شما مشکلی نداری؟ به عبارت دیگر فرد عاشق نیازهای نارسیسیک خود را فراموش می‏کند و به دیگری گرایش می‏یابد. این گرایش نه از روی احترام، بلکه به خاطر عشق است. اگر طرف مقابلتان توجه زیادی به شما نشان نمی‏دهد و مشکلات درگیری‏هایتان برای او مهم نیست، چشم و گوشتتان را بهتر باز کنید.

 5 - آسیب‏پذیرید
 فرد عاشق دوست دارد برای طرف مقابل از خود بگوید؛ از هر آنچه که دوست دارد از کودکی‏اش و موقعیت‏هایی که از دست داده. او سعی می‏کند اعتماد طرف مقابل را به دست بیاورد البته با توصیف آنچه که هست نه آنچه که باید باشد. معمولا خود را آسیب‏پذیر نشان می‏دهد تا در پناه دیگری امنیت و محبت را بیابد. اگر طرف مقابل شما اظهار می‏کند که مردها و زن‏ها را خوب می‏شناسد، مراقب باشید. او تنها می‏خواهد مدتی را با شما خوش بگذراند.

6 - در رویای هم هستید
 داشتن یک خانه، فرزندان زیاد و زندگی رویایی. عاشق‏ها رویاهای هم را همانند یک پازل کنار هم می‏چینند و زندگی آینده را کنار هم می‏سازند. اگر فردی که در کنار شماست، زندگی را یکنواخت می‏بیند و اشتیاقی به رویاپردازی ندارد و اهمیتی به برنامه‏ریزی‏های شما برای آینده نمی‏دهد، خود را گول نزنید او عاشق شما نیست. وقتی عاشق کسی هستید، بزرگ‏ترین نگرانی این است که چگونه فرد مقابل را از احساسات خود نسبت به او باخبر کنید. اکثر افراد فکر می‏کنند باید این کار را به صورت ناخودآگاه و در کمتر از 3 ثانیه انجام داد اما این بدترین روش است. اگر جزو افرادی هستید که تصور می‏کنید برای ابراز احساساتتان باید جلو بروید و به فرد مقابل بگویید «سلام من شما را دوست دارم و می‏خواهم با هم باشیم»، تکنیکی است که تنها باعث دورشدن طرف مقابل از شما خواهد شد. پس به این 6 روش عمل کنید. به طور حتم این روش‏ها موثرتر خواهد بود.

 7 - دلتان را به دریا بزنید
 می‏گوید 4 ماه است که عاشق او شده اما جرات نمی‏کند به او بگوید. اما چرا؟ چون نمی‏داند عکس‏العمل او چه خواهد بود؟!
 اگر عاشق هستید به جای انتظار کشیدن راهی برای بیان خواسته‏تان پیدا کنید با انتظار چیزی درست نمی‏شود. پا پیش بگذارید و به نحوی باب صحبت را باز کنید.

8 - نگویید عاشق شما هستم
 هرگز در برخورد اول به فرد مقابل نگویید که عاشقانه او را دوست دارید. می‏توانید پیشنهاد رفتن به سینما یا رستوران را به او بدهید تا با هم بیشتر آشنا شوید. به احساسات طرف مقابل احترام بگذارید و قدم به قدم پیش روید.

9 - منتظر موقعیت باشید
 مطمئنا نمی‏شود در یک جمع دوستانه به خانمی گفت که عاشقش هستید. برای اظهار عشق همه چیز باید برنامه‏ریزی شده باشد. بهترین زمان از روز برای بیان احساسات، عصر است. البته برای بیان احساساتتان موقعیت فرد را در نظر بگیرید، اگر فرد مقابل شما درگیر کار و رسیدگی به دستورات رییس خود است یا به تازگی بحثی با دوستان یا والدینش داشته، مطمئنا توجهی به اظهار عشق شما نخواهد کرد. بهتر است بعد از اینکه موقعیت مناسبی یافتید رودررو ( نه تلفنی یا با فرستادن اس‏ام‏اس و ایمیل ) اظهارات خود را ابراز کنید و خجالت را کنار بگذارید.

 10 - اصرار نکنید، از نو شروع کنید
 به عکس‏العمل‏های طرف مقابل احترام بگذارید. اگر او درخواست شما را رد کرد، بیش از حد اصرار نکنید. شانس دیگری به خود بدهید و بعد از مدتی صبر (مثلا پس از گذشت چند روز) دوباره درخواستتان را مطرح کنید. اگر در نهایت موفق نشدید به احساسات طرف مقابل بها دهید.

11 - اعتماد به نفس داشته باشید
 آنچه زنان را عاشق مردان می‏کند، ثبات‏قدم و اعتمادبه‏نفس آنهاست. پس با ترس و لرز برای اظهار عشق قدم برندارید. اگر واقعا نمی‏دانید چگونه باید عشقتان را ابراز کنید چند کتاب و مجله بخوانید یا در سمینارهای مربوطه شرکت کنید. وقتی اعتمادبه‏نفستان به اندازه کافی بالا رفت، عشقتان را ابراز کنید.

 12 - بیش از حد رمانتیک نباشید
 در برخی فیلم‏ها می‏بینیم که عشاق نیمه‏شب در جنگل زیر نور ماه یا در هلی‏کوپتر هنگام سقوط، عشقشان را ابراز می‏کنند، اما بهتر است شما منطقی‏تر باشید. براساس زندگی خودتان موقعیت مناسب را بیابید و درخواستتان را مطرح کنید.

دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۲ :: ۲۰:۴۰ ::  نويسنده : سعید کریمی ::  تعداد بازدید : ۲۱۰

10 نشانه مردانه برای ابراز عشق


« او نمی‌گوید دوستت دارم! اصلا شاید دوستم ندارد. شاید تنها به زندگی با من عادت کرده و اگر هر زن دیگری هم جای من بود، با او همین رفتار را می‌داشت. شاید در جوانی‌اش یک شکست عشقی عمیق خورده و دیگر نمی‌تواند مرا دوست داشته باشد. شاید به اصرار خانواده‌اش به این ازدواج تن داده و دلش می‌خواهد دوباره به روزهای مجردی‌اش برگردد. شاید ... »
 اینها حرف‌هایی است که بسیاری از زن‌های ایرانی در دل دارند. زن‌هایی که همسران‌شان میان سنت و مدرنیته گیر افتاده‌اند و با وجود تمام عشق و احترامی که برای آنها قائل هستند، از عهده گفتن یک جمله ساده برنمی‌آیند: « دوستت دارم! » این مردها میانه‌ای با گل و هدیه ندارند، جمله عاشقانه بلد نیستند و بعد از بحث به‌جای عذرخواهی می‌خواهند با عادی رفتار کردن، موضوع را به فراموشی بسپارند. اگر شما هم یکی از زن‌هایی هستید که زیر یک سقف با چنین مردی زندگی می‌کند،‌ بهتر است قبل از قضاوت کردن با این 10 نشانه‌ مردانه ابراز عشق آشنا شوید.

1 - مرد عمل است
 همسر شما یک مرد سنتی است که فکر می‌کند ابراز احساسات یک کار زنانه است؟ اگر این‌طور است شما حداقل تا‌مدتی باید به دنبال نشانه دیگری بگردید و عشقش را از روی آن حدس بزنید. چنین مردهایی دوست دارند به زبان بی‌زبانی حرف بزنند و شما می‌توانید از هزار و یک موقعیت این زبان را رمزگشایی کنید. همسر شما ممکن است « دوستت دارم » را با درست کردن وسایل خانه و کارهای تعمیراتی نشان دهد یا اینکه به‌ جایش حمام را بشوید یا آشغال‌ها را بیرون ببرد.
 این دسته از مرد‌ها دوست ندارند برای ابراز عشقشان کار هیجان انگیز و بزرگی انجام دهند. آنها بیشتر از آنکه بخواهند شما را متوجه حس خودشان کنند،‌ دوست دارند برایتان یک زندگی آرام بسازند.
 در اوج ترافیک دنبال‌تان بیایند تا راحت به خانه برگردید، بیشتر کار کنند تا در رفاه باشید یا وقتی یک فرد فضول فتنه‌ای علیه شما به‌ پا می‌کند، بی‌تفاوت از کنارش بگذرد و نشان دهد به شما اطمینان دارد. این دسته از مرد‌ها تمام تلاششان را می‌کنند تا دنیا جای بهتری برای شما باشد و البته تمام تلاششان را هم می‌کنند که شما از این موضوع بویی نبرید.

2 - شما را اول صف می‌گذارد
 یک مرد سنتی، اگر عاشق همسرش باشد، بیشتر از آنچه فکرش را کنید، برای زندگی‌اش وقت و انرژی می‌گذارد. تقویم او از روی برنامه‌های همسرش ورق می‌خورد و تمام تلاشش را می‌کند که کوچک‌ترین زمان خالی‌اش را، برای زندگی مشترکش صرف کند. او با یک دسته‌گل به خانه نمی‌آید اما تمام سعی‌اش را می‌کند که در سریع‌ترین زمان ممکن به خانه برگردد. وقتی که از محل کارش برمی‌گردد نمی‌گوید: « دلم برایت خیلی تنگ شده بود » اما با روی باز به‌ خانه می‌آید و اگر شما تمام روز را تنها در خانه گذرانده باشید،‌ با تمام خستگی‌اش سعی می‌کند برنامه‌ای برای بعدازظهر شما بریزد. او دوست دارد یک‌ تنه تنهایی شما را پر کند و اگر هم به خاطر مشغله‌هایش از پس این‌کار برنیاید، با استقبال از برنامه‌های دیگری که در سر‌دارید، شما را در رسیدن به آرامش بیشتر همراهی می‌کند. او را بشناسید!

3 - از شما کمک می‌گیرد
 مهم نیست شما مهارت و توانایی انجام آن کار را دارید و مهم هم نیست که او به تنهایی از پس آن کار برمی‌آید یا نه؛ اگر همسرتان از شما برای انجام کاری کمک می‌خواهد، با دل و جان همراهی‌اش کنید. برای مردهایی که اهل گفتن دوستت دارم نیستند، چنین مشارکت‌هایی نماد دوست داشتن هستند. آنها می‌خواهند ساده‌ترین کارها را هم با کمک شما انجام دهند و به شما نشان دهند که در تمام ابعاد این زندگی، نقش موثری دارید. برای مرد‌هایی که اهل ابراز علاقه به شیوه مدرن نیستند، کمک خواستن یعنی نشان دادن تمامی احساس. آنها با این خواسته می‌گویند:
 « دوست دارم حتی در ساده‌ ترین بخش‌های این زندگی هم همراهم باشی »، پس این همراهی را از او نگیرید و ساده از کنارش نگذرید.

 4 - باورهایش را بازنگری می‌کند
 مردهای ایرانی، با یکسری اصول به‌دنیا می‌آیند و رشد می‌کنند اما اگر همسرتان واقعا عاشق‌تان باشد، به خاطر شما از اصول قدیمی‌اش دست برمی‌دارد. برای هر فردی قضاوت دیگران و اصولی که با آنها بزرگ شده اهمیت دارد، اما یک مرد عاشق،‌ کمی انعطاف‌پذیرتر است و می‌تواند خط و مرزهایش را برای شما جا‌به‌جا کند. او شما را همین‌طور که هستید می‌پذیرد و به خاطر راضی نگه‌داشتن دیگران، برای شما شرط تغییر کردن را تعیین نمی‌کند. اولویت او نظر و خواسته شماست و به همین دلیل، سعی می‌کند دیگران را مجاب به تغییر و پذیرفتن شما کند.

5 - خودش را تغییر می‌دهد
 برای همه ما تغییر کردن کار ساده‌ای نیست؛ حتی اگر همسرتان عاشق‌ترین همسر روی زمین باشد، نباید انتظار داشته باشید سریع و آسان ویژگی‌هایی که دوست ندارید را کنار بگذارد. اما اگر دوست‌تان داشته باشد، تمام تلاشش را برای تغییر می‌کند. به‌خاطر شما صبورتر می‌شود و روی موضوعاتی که هیچ وقت برایش اهمیتی نداشته تمرکز می‌کند. اگر از ظاهرش انتقاد کرده‌اید، سعی می‌کند به دلخواه شما لباس بپوشد. اگر برخی حرف‌ها یا برخورد‌هایش را دوست ندارید، آنها را به خاطر شما تغییر می‌دهد. اما گمان نکنید این تغییرات یک‌‌شبه اتفاق می‌افتد. شاید او هیچ وقت موفق به تغییر‌دادن خودش نشود اما همین که برای تغییر کردن تلاش می‌کند، معنای جمله « دوستت دارم» را می‌دهد.

6 - رویاهایش را بدون شما نمی‌سازد
 یک همسر عاشق، گوشه گوشه زندگی‌اش را در کنار شما می‌بیند. برای او هیچ رؤیایی بدون شما امکان‌پذیر نیست. اگر نامزد‌تان باشد، تمام تلاشش را می‌کند که هرچه زودتر با هم ازدواج کنید و اگر همسرتان باشد، برای رسیدن به یک ثبات مالی بیشتر از همیشه قدم برمی‌دارد. او دوست دارد در کنار شما یک خانواده کامل داشته باشد. از شنیدن خبر حضور یک بچه در زندگی‌تان، هیجان‌زده می‌شود. او هر بعد این زندگی که حضور شما در آن باشد را عاشقانه دوست دارد و از هر اتفاق تازه‌ای در زندگی‌تان را استقبال می‌کند. برای او حضور شما در زندگی کافی است و دیگران تنها زمانی اهمیت دارند که بتوانند به بهتر شدن احساس و زندگی شما کمک کنند.

 7 - راز‌ هایش را برای شما فاش می‌کند
 بعضی مردها دوست دارند دنیایشان را در بسته برای خودشان نگه دارند. برای یک مرد، گفتن رازهایی که سال‌هاست از همه پنهان‌شان کرده آسان نیست. در دنیای آنها این اتفاق تنها بعد از یک عشق و اعتماد جدی می‌افتد و اگر این اعتماد ذره‌ای خدشه‌دار شود، بازهم در دنیای راز‌هایشان بسته می‌شود و تا ابد پنهان می‌ماند. پس گمان نکنید حرف‌هایی که گفتن آنها برای شما آسان است برای همسرتان هم به راحتی قابل بیان است. وقتی زبان باز می‌کند برایش شنونده خوبی باشید و به او اطمینان دهید هرگز شخص دیگری از حرف‌هایی که میان شما رد و بدل شده، باخبر نمی‌شود. برای یک مرد، گفتن حرف‌های نگفته، نیازمند رسیدن به یک عشق بی‌اندازه است و اگر همسرتان شما را برای درد دل‌هایش انتخاب کرده‌است، بدانید که بیش از هر کسی عاشق شماست. در این مواقع نه راهکاری به او ارائه دهید و نه با بی‌توجهی‌تان دلسردش کنید. تنها گوش کنید و نشان دهید با تمام وجود حرف‌هایش را می‌فهمید.

8 - پا به‌ پای‌تان پیش می‌رود
 اگر شما را دوست داشته باشد، با تمام وجود دلش می‌خواهد راضی و خوشحال نگه‌تان دارد. شاید او برای یک آخر هفته رمانتیک و پر از گل و هدیه برنامه ریزی نکند، اما با دل و جان حرف‌های شما را می‌شنود و تا حل شدن نگرانی‌هایتان، شما را همراهی می‌کند. برای او فرقی نمی‌کند که شما به خاطر یک مسئله کاری، خانوادگی یا شخصی نگران هستید. او فقط شادی شما را می‌خواهد و همیشه به دنبال راه‌حلی برای از میان‌بردن دغدغه‌هایتان است. او با هموار کردن راه شما در رسیدن به آروزهایتان عشقش را نشان می‌دهد. اگر قصد ادامه تحصیل دارید، اگر به دنبال هنر هستید و اگر دوست دارید برای بزرگ‌کردن بچه‌ها وقت بگذارید، همسر عاشق‌تان شما را همراهی می‌کند تا با سختی کمتری از این مسیرها بگذرید.

9 - شما را همانطور که هستید، می‌پذیرد
 نمی‌توانید بگویید هیچ ایرادی ندارید. از ظاهر‌تان گرفته تا سبک لباس پوشیدن، حرف‌زدن، وضعیت خانوادگی یا حتی خصوصیت‌های اخلاقی، قطعا مواردی وجود دارد که همسرتان در دلش با آنها میانه‌ای نداشته باشد. پس گمان نکنید که « دوستت دارم » نگفتن او، غیرقابل بخشش است. زیرا او با گذشتن از ایراد‌های شما یا بخشیدن اشتباهات‌تان به شما عشقش را ابراز می‌کند. برای او شما همین‌طور که هستید قابل ستایشید و نمی‌گذارد که به خاطر ایرادهای احتمالی، دیگران به شما خرده‌ای بگیرند. یک همسر عاشق، همیشه پشتیبان شما می‌ماند و در شادی و غم، بیماری و سلامت و ... برخوردی یکسان با شما دارد.

10 - شما را سیبل نمی‌ کند
 از همان روز خواستگاری تا زمانی که بچه‌ها بزرگ می‌شوند و سر زندگی‌شان می‌روند، زندگی مشترک شما با مشکلات ریز و درشتی روبه‌رو خواهد بود. اما همسری که عاشقانه شما را دوست دارد، هرگز از شما به‌عنوان حلال مشکلات استفاده نمی‌کند. اگر سوءتفاهم یا تفاوت عقیده‌ای میان اطرافیانش و شما فاصله انداخته باشد، شما را به میانه بحران هل نمی‌دهد و با درایت خودش مشکلات را حل می‌کند. اگر دوست‌تان داشته باشد،‌ تلاش می‌کند رابطه گرم و مثبتی میان شما و اطرافیانش حاکم باشد و البته مسئولیت ساختن چنین ارتباطی را تنها به دوش شما نمی‌اندازد.

جمعه ۲۱ تير ۱۳۹۲ :: ۲۰:۴۳ ::  نويسنده : سعید کریمی ::  تعداد بازدید : ۳۸۳

٣٦ روش برای جذابیت بیشتر

راه جذب دیگران، دوست داشتن خویشتن است. افراد جذاب به قضاوت در مورد خود و دیگران نمی‌اندیشند. آنها نشانه‌های عشق را در میابند. در مورد عشق می‌اندیشند و با هر عمل‌شان عشق‌شان را بیان می‌کنند. (دیپاک چوپرا)

این یک واقعیت است که ما می‌خواهیم مردم دوست‌مان داشته باشند و وقتی می‌گوییم اهمیتی ندارد که مردم در موردمان چه فکر می‌کنند حقیقت را نگفته‌ایم.

همه ما آرزو داریم که دوست‌مان بدارند، به ما احترام بگذارند و به دید مثبت در ما بنگرند. تعاملات انسانی ما برای ایجاد احساس خوب بودن، عزت نفس و شادی حیاتی هستند. وقتی متوجه می‌شویم که شخصی ما را دوست ندارد یا به طریقی از ما دوری می‌کند احساسات متفاوتی به سراغمان می‌آید از خشم و عصبنیت گرفته تا غمی ژرف و ناراحتی بی‌انتها.

هر یک از ما که تلاش کرده در نظر همه جذاب و دوست داشتنی باشد سرانجام به این نتیجه رسیده که این تلاشی خسته کننده و بیهوده است.

غیر ممکن است که دیگران را مجبور به دوست داشتن‌تان کنید، زیرا حتی اگر موفق هم بشوید سرانجام در این روند خودتان را گم می‌کنید. وقتی شما سعی می‌کنید آنچه باشید که دیگران می‌خواهند و یا برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران نقش بازی کنید معمولا کسانی که آرزو می‌کنید جذب شما شوند از شما دور می‌شوند زیرا نسبت به شما احساس بیگانگی می‌کنند.

راه جذب دیگران در این است که کاری انجام دهیم که واقعا سخت باشد و این نیازمند این است که در درجه اول خود را دوست داشته باشیم و به خود احترام بگذاریم.

تنها زمانی که ما خودمان را دوست داشتنی می‌دانیم و وجود، نیازها، عقاید، ارزش‌ها و ویژگی‌های شخصی واقعی خود را می‌پذیریم، به فرمول جذابیت دست یافته‌ایم. اگرچه همه جذب صداقت شما نمی‌شوند اما آنهایی که به طرف شما جذب می‌شوند معمولا دارای هوش هیجانی بالا و افرادی رشد یافته و بالغ هستند که قدر روابط بی‌پیرایه و حقیقی را می‌دانند.

دوست داشتن خویشتن، اعتماد به نفس و صداقت کلیدهای اصلی جذابیت هستند. برای افزایش جذابیت و تبدیل وضعیت از "تلاش برای جذب افراد" به جذب خودکارافراد یک سری تغییرات و تدابیر ویژه وجود دارد که می‌توانید اتخاذ کنید.

 

شما می‌توانید از این ٣٦ روش زیر برای جذابیت بیشتر خود استفاده کنید.

١) روش زندگی خودتان را داشته باشید.

خود واقعی‌تان، فلسفه، ارزش‌ها و علائق‌تان را شکل دهید و تعریف کنید به جای این که ناخودآگاه آنها را از خانواده، همسالان، مذهب یا فرهنگ‌تان بگیرید.

 

٢) نیاز به تایید دیگران را از زندگی خود حذف کنید.

به خاطر عقاید دیگران یا میل به تایید دیگران کاری را انجام ندهید. به خاطر آنچه برای خودتان مهم و ارزشمند است دست به انجام کارها بزنید.

 

٣) به غریزه خود اعتماد کنید و دست به تجربه‌های جدید بزنید.

خود را بشناسید و حتی اگر در این مسیر شکست خوردید آنچه را که باعث لذت شما می‌شود و برای شما هیجان‌انگیز است کشف کنید.

 

٤) دیگران را همان گونه که هستند قبول کنید.

در مورد دیگران قضاوت و انتقاد نکنید. روی نقاط قوت آنها تمرکز کنید. یاد بگیرید که با افراد با روحیه ناملایم بدون کوچک کردن خود رفتار کنید.

 

٥) واقعا به سخن افراد گوش کنید.

فراتر از گوش دادن و موافقت با آنها عمل کنید. کاری کنید که آنها بفهمند شما واقعا آنها را درک می‌کنید.

 

٦) به مشکلات حل نشده در زندگی‌تان توجه کنید.

رو راست باشید. ببخشید و اگر لازم است تقاضای بخشش کنید انرژی که صرف این مشکلات کرده‌اید را صرف کارهای بهتری کنید.

 

٧) زندگی سالمی داشته باشید.

فعالیت ورزشی روزانه داشته باشید. در غذا خوردن از هوا و هوس پیروی نکنید و غذای سالم بخورید تا برای جسم‌تان مفید باشد. این کار را برای احترام به خودتان انجام دهید نه برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران.

 

٨) خودتان وارد عمل شوید.

برای انجام کارها منتظر نمانید. خلاق، اهل عمل و یاری رسان باشید.

 

٩) به افراد نشان دهید که به آنها اهمیت می‌دهید.

فقط حرف نزنید. به گونه‌ای با آنها برخورد کنید که بفهمند برای‌شان ارزش قائلید.

 

١٠) به جنبه مثبت افراد توجه کنید.

نه از این نظر که چه کسانی هستند بلکه از این منظر که چه کسانی می‌توانند باشند و این دیدگاه خود را از به آنها منتقل کنید.

 

١١) مطمئن شوید که نیازهای خودتان محقق شده‌اند.

نیازهای اولیه خود را تشخیص دهید و بفهمید برای شما چه چیز در روابط مهم و ارزشمند است.

 

١٢) به زیبایی سخن بگویید.

سخنان خود را جهت متعالی ساختن، الهام بخشیدن، برانگیختن و تشویق کردن دیگران به کار ببرید. ازانتقاد یا کنایه خودداری کنید.

 

١٣) به آسانی بخندید.

شاد باشید. زندگی را خیلی جدی نگیرید و به دنبال خلق لذت و شادی باشید.

 

١٤) شایعه پردازی نکنید.

تصمیم بگیرید که در مورد دیگران به گونه‌ای صحبت نکنید که صراحتا و یا ضمنا انتقادی باشد. اخبار و اطلاعاتتان را به خاطر ارضا حس قدرت و یا دسیسه کردن علیه دیگران افشا نکنید.

 

١٥) به جای شکایت درخواست کنید.

اگر چیزی از کسی می‌خواهید به صورت مستقیم درخواست کنید به او غر نزنید و یا پیش دیگران از او گله وشکایت نکنید.

 

١٦) موقعیت‌ها را به درستی مدیریت کنید.

در اسرع وقت با مهربانی اما به طور واضح به موضوعات منفی رسیدگی کنید.

 

١٧) جر و بحث نکنید.

لبخند بزنید و مکان را ترک کنید تا زمانی که شرایط یک گفتگوی سالم فرا برسد.

 

١٨) تنها زمانی که از شما درخواست می‌شود کمک کنید.

فکر نکنید که دیگران می‌خواهند شما مشکلات‌شان را حل کنید و یا این که شما صلاح‌شان را بهتر می‌دانید. فقط آماده باشید و هرگاه از شما کمک خواستند وارد عمل شوید.

 

١٩) به مشکلات دیگران اهمیت دهید اما بی‌طرف بمانید.

بگذارید دیگران بدانند که وقتی با مشکلی روبرو می‌شوند شما واقعا به آنها اهمیت می‌دهید اما گرفتار مشکلات‌شان نمی‌شوید.

 

٢٠) با قلب‌تان ببینید و نه با چشمان‌تان.

 به افراد، سطحی نگاه نکنید. وضعیت مالی، ظاهر و بدنامی اهمیتی ندارند. به دنبال راستی و صداقت در درون شخص بگردید.

 

٢١) به جای جواب منفی، جواب مثبت ندهید.

وقتی شما به جای نه، بله می‌گویید دچار خشم درونی می‌شوید. تنها زمانی جواب مثبت بدهید که دل‌تان می‌خواهد و تحت فشار نیستید.

 

٢٢) به دیگران نشان دهید که حق شناس هستید.

به آنها بگویید و نشان دهید که از اینکه آنها را در زندگی خود دارید خوشبختید.

 

٢٣) دیگران را سرزنش نکنید.

سعی کنید دیگران را آزار ندهید و باعث نشوید که به خاطر انتخاب‌ها تصمیمات و اعمال‌شان احساس بدی پیدا کنند.

 

٢٤) بیشتر از آنچه که مورد انتظار است از خود مایه بگذارید.

بیش از حد نیاز کاری را انجام ندهید اما ابتکار عمل داشته باشید و گاهی بیشتر از آنچه که باید از خود مایه بگذارید.

 

٢٥) در روابط خود همواره مسیر پیشرفت را طی کنید.

کنترل کننده یا وابسته نباشید. روابط را به گونه‌ای پیش ببرید که برای هر دو طرف رو به تعالی و رضایت بخش باشد.

 

٢٦) شخص بزرگی باشید.

به دنبال این نباشید که اعتبار کسب کنید، دیگران را کوچک کنید یا مورد ستایش قرار بگیرید. دانش و قدرت خود را در زمان مناسب نشان دهید.

 

٢٧) فروتن باشید.

به خود بخندید، از عیب‌ها و اشتباهات خود آگاهی داشته باشید و قبول کنید که آنها شخصیت شما را تعریف نمی‌کنند.

 

٢٨) همیشه آماده یادگیری باشید.

هوش و تحصیلات عالیه خود را به رخ دیگران نکشید. بدانید که همیشه چیزی برای یادگرفتن وجود دارد حتی از کسانی که دانش کمتری دارند.

 

٢٩) بگذارید انتخابتان کنند.

علاقه صادقانه خود را به دیگران نشان دهید. از کلمه شما بیشتر از کلمه من استفاده کنید. بااشتیاق به دیگران گوش کنید و جنبه‌های مثبت‌شان را به آنها گوشزد کنید.

 

٣٠) به افراد هدایایی دهید که دوست دارند.

هدایایی نخرید که برای خود شما مهم است و یا دیگران را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 

٣١) پیوسته خود را به چالش بکشید.

متوسط نباشید. به معلومات گذشته خود اکتفا نکنید. مدام در حال پیشرفت باشید و در مواجه با فرصت‌ها و نحوه استفاده از آنها خلاقیت داشته باشید.

 

٣٢) ساده زیستی پیشه کنید.

زیرا باعث می‌شود شما تحت فشار، عجول، به هم ریخته و یا گیج و سردرگم نباشید. به خودتان زمان و مکانی برای تمرکز بدهید.

 

٣٣) قدرت فوق العاده زمان حال را بپذیرید.

هیچ چیز ارزشمندتر از این لحظه نیست. آن را به بهترین لحظه ممکن تبدیل کنید.

 

٣٤) بر خلاف جریان آب شنا نکنید.

با افراد و موقعیت‌هایی که نمی‌توانید تحت کنترل خود قرار دهید مبارزه نکنید. راه آسان‌تر این است که مسیر خود را تغییر دهید.

 

٣٥) مسیر رشد را طی کنید.

در مسیر پیشرفت حرکت کنید و گوش به زنگ فرصت‌های رشد و تغییر باشید.

 

٣٦) بپذیرید که شما برای همه جذاب نخواهید بود.

هر چه شما رشد کنید و جذاب‌تر شوید افراد کمتری جذب شما می‌شوند. اما این تعداد کمتر، گروه شگفت انگیزی خواهند بود.

جمعه ۲۱ تير ۱۳۹۲ :: ۲۰:۳۹ ::  نويسنده : سعید کریمی ::  تعداد بازدید : ۱۹۰

 

جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۹۱ :: ۱۷:۴۲ ::  نويسنده : سعید کریمی ::  تعداد بازدید : ۲۷۰
ازدواجهایی که ریسک بالاتری دارند



زناشویی - مشاوره ها نشان می دهد ازدواجهایی که با شکست روبرو بوده یا در مرحله آشنایی بهم خورده اند وجوه مشترکی زیادی با یکدیگر داشته اند که بر اساس دسته بندی به 8 دسته طبقه بندی می شوند، لذا شایسته است افرادی که جهت آشنایی و ازدواج جزء این دسته بندی ها هستند محتاط تر عمل کنند.


دسته اول: ازدواج هایی که قبل از 25 سالگی آقایان و قبل از 23 سالگی خانم ها صورت پذیرفته

با توجه به عدم ثبات معیار های انتخاب همسر، عدم شناخت فردی و شرایط پیرامون، عدم استقلال فکری، مالی و ضعف تصمیم گیری، انتخابهای احساسی و عدم شناخت کافی از جنس مخالف، این دسته از ازدواج ها یکی از پر ریسک ترین نوع ازدواج ها به شمار میرود و افرادی که در این رده سنی تصمیم به ازدواج و طی مراحل آشنایی دارند لازم است آموزشهای لازم را جهت ارتباط و شناخت صحیح کسب نمایند وبا مشاور و راهنمایی خانواده ها نسبت به آن اقدام نمایند.

دسته دوم: ازدواج به علت نیاز جنسی

اگر چه بخش اعظم دلیل ازدواج مردان میتواند به منظور تامین غریزه جنسی آنها باشد و این حق عرفی و شرعی آنهاست، اما نیاز جنسی نباید تنها دلیل ازدواج باشد چرا که پس ازتامین شدن آن فشارحاصل از شرایط پیرامون زندگی و مسئولیت پذیری و عدم برنامه ریزی میتوانند باعث شکست در ازدواج شود.

دسته سوم: ازدواج تحمیلی

ازدواجهایی که به طرفین از سوی خانواده یا بر اساس رسم و رسومات تحمیل می شود و بعضا ازدواجهای فامیلی میباشند که علاوه بر اینکه درصد شکست در ایندسته از ازدواجها زیاد است، میتواند باعث گسترش خیانت های جنسی و عاطفی زوجین نسبت به یکدیگر شود همچنین باعث سرخوردگی و ضعف در استقلال فکری و تصمیم گیری افراد شود.
اگر چه انسان مجذوب زیبائی ها می شود و نمیتواند به ظواهر بی اهمیت باشد اما از آنجایی که ظاهر در ابعاد مختلف در گذر زمان عادی می شودلذا با توجه به تجارب مشاورین توصیه می شود زیبایی ظاهری در کنار سایر خصوصیات فردی و شخصیتی افراد ملاک انتخاب همسر باشد نه تنها دلیل انتخاب

دسته چهارم: ازدواج هایی که بواسطه ظاهر و موقعیت اجتماعی طرفین صورت میپذیرد

اگر چه انسان مجذوب زیبائی ها می شود و نمیتواند به ظواهر بی اهمیت باشد اما از آنجایی که ظاهر در ابعاد مختلف در گذر زمان عادی می شود و پس از سایر خصوصیات که اکثرا باطنی هستند نمود میکند لذا با توجه به تجارب مشاورین توصیه می شود زیبایی ظاهری در کنار سایر خصوصیات فردی و شخصیتی افراد ملاک انتخاب همسر باشد نه تنها دلیل انتخاب.

دسته پنجم: ازدواجهایی که در آن زن نسبت به مرد برتری دارد

مسئله این نیست که خانم ظرفیت برتری نسبت به آقایان ندارند بلکه یکی از دلایل درونی خانم ها جهت ازدواج نیاز به یک تکیه گاه قوی است پس در ازدواج شایسته است مرد در چند عامل برتری داشته باشد.

1- سن ( بیشتر بودن سن مرد نسبت به زن )

2- وضعیت اقتصادی و وجه اجتماعی ( بالا بودن جایگاه شغلی مرد و درامد وی )

3- قد ( شایسته است مرد از زن بلندتر باشد همچنین در احادیث پیامبر(ص) در مورد ازدواج در این مورد نیز توصیه شده است )

دسته ششم: ازدواج های راه دور

شناخت صحیح یکی از ارکان اصلی جهت انتخاب شایسته همسر است و در شناختهایی که دو طرف نسبت به یکدیگر در فاصله مکانی دوری قرار گرفته اند بخش اعظم ارتباط بوسیله اینترنت، تلفن و یا پیامک صورت میگیرد که این سطح از شناخت نمی تواند قابل اکتفا جهت اتخاذ مهمترین تصمیم زندگی افراد باشد، همانطور که در مشاوره های صورت گرفته این مسئله نمود کرده است لذا حتی المقدور حتی با توجه به شرایط سختی دوری راه در صورتی که دوطرف میل به شناخت و ازدواج دارند لازم است این ارتباط حتما با اطلاع خانواده ها همرا ه باشد و شرایط به گونه ای باشد که دو طرف بعد از هر 10 دفعه مکالمه تلفنی یک دیدار حضوری داشته باشند.

دسته هفتم: ازدواج هایی که دو خانواده دارای دو فرهنگ مختلف هستند

خانواده مهترین نقش در تربیت فرد بازی می کند، اختلافات خانوادگی زمانی بیشتر می شود که دو خانواده آداب و رسوم و فرهنگ مختلفی داشته باشند معمولا این اختلافات شامل: اختلاف ب سر مهریه – اختلاف بر سر مراسم – اختلاف در زمینه دخالت های خانوادگی – اختلاف سلیقه لذا فشار روحی و استرس زیادتری بر طرفین وارد می شود، حتی المقدور شایسته است وصال با خانواده ای هم فرهنگ صورت پذیرد.

دسته هشتم: ازدواجهای اینترنتی

ازدواجهای اینترنتی پدیده ای که روبه افزایش است ومتاسفانه باعث افزایش آمار طلاق شده است، شناخت اینترنتی نمیتواند به هیچ وجه شناختی صحیح باشد و بواسطه تایپ و درج کلمات به سطح مناسبی از شناخت نسبت به فرد مقابل دست یافت از اینرودرصد ریسک در ازدواج های اینترنتی بسیار بسیار بالا میباشد.

همچنین واحد مشاوره پایگاه اطلاع رسانی تنظیم خانواده، توصیه میکند در هر فرایند و سطح آشنایی اطلاع خانواده ها میتواند در انتخابی منطقی و امن تر تاثیر گذار باشد لذا افراد از ارتباط های پنهانی به منظور شناخت اجتناب کنند.
پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۱ :: ۱۷:۴۰ ::  نويسنده : سعید کریمی ::  تعداد بازدید : ۲۴۶

مراقب آنچه که می‌گویید باشید



هنگامی که جوان بودم زندگی خانوادگی وحشتناکی داشتم. تنها به این دلیل به مدرسه می‌رفتم که بتوانم چند ساعتی از خانه دور باشم و خودم را میان بچه‌های دیگر گم کنم. عادت کرده بودم مثل یک سایه، بی‌سر و صدا به مدرسه بیایم و به همان شکل به خانه برگردم. هیچ کس توجهی به من نداشت و من نیز با کسی کاری نداشتم. ترجیح می‌دادم هیچ توجهی را به خود جلب نکنم زیرا باور داشتم همه از من بدشان می‌آید. گرچه در خلوت خود تمنای دیده شدن و توجه را داشتم.

زندگی سایه‌وار من به همین شکل می‌گذشت تا این که لنی (Lenny)به مدرسه ما آمد. لنی دبیر ادبیات انگلیسی در دبیرستان ما بود. ٤٢ ساله، با ریش کم پشتی که تمام صورتش را پوشانده بود و لبخند دلنشینی که همیشه بر لب داشت. ریز نقش و پر جنب و جوش بود و اصرار داشت او را با نام کوچک صدا کنیم. برای اولین بار در زندگی‌ام کسی به من توجه کرد و با من مهربان بود. برای اولین بار در زندگی‌ام کسی مرا می‌دید، لنی!

متاهل بود و یک فرزند داشت. عاشق همسرش بود و معلوم بود که توجهش به من رنگ دلباختگی ندارد. گاهی پس از پایان ساعت درس در مدرسه می‌ماند و با هم حرف می‌زدیم. از این که به حرف‌هایم گوش می‌داد تعجب می‌کردم و لذت می‌بردم و زمانی که کیف چرمی‌اش را بر می‌داشت و می‌گفت: "خوب بهتر است بروم." هرگز لحنش به شکلی نبود که حس کنم از بودن با من خسته شده است. برخلاف دیگران، به نظر می‌رسید از بودن با من خوشش می‌آید. حتا یک بار مرا به خانه‌اش دعوت کرد. همسرش برای‌مان نان خانگی پخته بود و من با شگفتی دیدم که لنی برای فرزند کوچکش کتاب داستان می‌خواند. رویداد عجیبی که هرگز در خانواده خودم ندیده بودم!

لنی توانست نظر مرا نسبت به خودم تغییر دهد. او به من گفت که می‌توانم یک نویسنده شوم. گفت نوشته‌هایم پر از احساس هستند و او از خواندن‌شان لذت می‌برد. ابتدا باور نکردم. خودم را موجود بی‌ارزشی می‌دانستم که کاری از او ساخته نیست و ایمان داشتم لنی به خاطر تشویق من دروغ می‌گوید. اما او یک بار در میان کلاس و در برابر چشمان تمام همکلاسی‌هایم، به خاطر متن ادبی که نوشته بودم برایم دست زد و به همه گفت که من می‌توانم یک نویسنده بزرگ شوم. زمانی که به اتاق آموزگاران می‌رفت دیدم که در راه با سایر دبیران در مورد من و متنی که نوشته بودم حرف می‌زند.

همان روز تصمیم گرفتم یک نویسنده شوم، چون لنی این طور می‌خواست. اما متاسفانه اغلب میان آنچه که می‌خواهید و آنچه که واقعا انجام می‌دهید سال‌ها فاصله وجود دارد و من زمانی شروع به نوشتن کردم که بیست سال از آن روز می‌گذشت.

در همان سالی که لنی مرا تحسین کرد، به دلیل مشکلات شدید خانوادگی، کشیدن سیگار را در پانزده سالگی شروع کردم. سال بعد، هم مشروب می‌خوردم و هم مواد مخدر استعمال می‌کردم. هنوز هم لنی را دوست داشتم و با این که دیگر معلم من نبود او را گاه گاهی می‌دیدم تا این که خبردار شدم لنی مبتلا به سرطان شده است. از شدت غم داشتم دیوانه می‌شدم. به خودم، دنیا و به خدا بد و بیراه می‌گفتم. نمی‌دانستم چرا مردی به این خوبی باید در جوانی از دنیا برود (زمانی که جوان هستیم انتظار داریم دنیا به همان شکلی باشد که ما می‌خواهیم). به دیدنش رفتم. برخلاف آنچه که تصور می‌کردم با این که لاغر و رنگ پریده شده بود، آرام و خوشرو بود. همان لبخند همیشگی را بر لب داشت و مثل همیشه از دیدن من خوشحال شد. رفته بودم تا به او دلداری بدهم و به زندگی امیدوارش کنم اما گریه امانم را برید و نتوانستم هیچ حرفی بزنم. در عوض او بود که مرا دلداری می‌داد و می‌خواست به زندگی امیدوارم کند. از من خواست اعتیاد را ترک کنم و زندگی را دوست بدارم چون ارزش دوست داشته شدن را دارد.

از خانه‌اش که بیرون آمدم تصمیم داشتم مانند او زندگی کنم. دوست داشتم زمانی که هنگام مرگ من نیز فرا می‌رسد بتوانم مانند لنی به همین اندازه آرام، صبور و راضی باشم. اما نشد. نتوانستم در برابر مشکلات خانواده‌ام دوام بیاورم و تنها چند روز بعد از ملاقاتم با لنی از خانه فرار کردم و به لندن رفتم.

بیست سال گذشت. تمام روزهای این بیست سال را در اعتیاد و فساد غوطه خوردم. از تمام مردم و از خودم متنفر بودم. هیچ اعتقاد، هیچ باور و هیچ ایمانی را قبول نداشتم. در زندگی هیچ هدف، هیچ امید و هیچ آینده‌ای نمی‌دیدم و زندگی برایم تنها عبور کُند روزها بود. روزی به طور اتفاقی و برای این که از سرما فرار کنم وارد یک گالری نقاشی شدم. درون گالری یکی از همکلاسی‌های قدیمی‌ام را دیدم. قبل از این که بتوانم از دیدش فرار کنم، مرا دید و به طرفم آمد. هیچ اشتیاقی نداشتم که از شهری که در گذشته در آن زندگی می‌کردم برایم حرف بزند اما او آدم پرحرفی بود و از همه کس و همه چیز حرف زد. تقریبا به حرف‌هایش گوش نمی‌دادم تا این که نام لنی را در میان حرف‌هایش شنیدم. گفت، لنی تنها یک سال پس از فرار من، با زندگی وداع کرده است. گفت، یک بار همراه با سایر بچه‌ها به دیدن لنی رفته بود. تنها یک هفته قبل از مرگش. لنی به آنها گفته بود که ایمان دارد من روزی نویسنده بزرگی خواهم شد. نویسنده‌ای که همکلاسی‌هایم به آشنایی با او افتخار می‌کنند. برای این‌که نگاه تمسخرآمیز همکلاسی سابقم بیش از آن آزارم ندهد به سرعت از گالری بیرون آمدم و به آپارتمان کوچک، کثیف و حقیرم پناه بردم. ساعت‌ها گریه کردم. برای اولین بار احساس کردم لیاقتم بیش از این زندگی نکبت باری است که برای خودم درست کرده‌ام. برای اولین بار دعا کردم و از خدا خواستم کمکم کند تا بتوانم همان کسی شوم که لنی انتظار داشت.

قبل از این که بتوانم به رویای آموزگارم جامه عمل بپوشانم، دو سال طول کشید تا توانستم اعتیادم را ترک کنم و خودم را به طور کامل از منجلابی که در آن گرفتار شده بودم نجات دهم. در تمام این مدت، هر روز این جمله لنی را با خود تکرار می‌کردم: "روزی نویسنده بزرگی خواهم شد".

زمانی که برنده جایزه بزرگ ادبی انگلستان شدم، در مصاحبه مطبوعاتی‌ام گفتم: هرگز از قدرت کلمات غافل نشوید. گاه یک جمله ساده می‌تواند زندگی فردی را به طور کامل دگرگون کند، می‌تواند به او زندگی ببخشد و یا زندگی را از او دریغ کند. خواهش می‌کنم مراقب آنچه که می‌گویید باشید.



داستان زندگی کاترین رایان (Catherine Ryan) نویسنده داستان‌های کوتاه و برنده جایزه بزرگ ادبی انگلستان

سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۱ :: ۱۷:۳۷ ::  نويسنده : سعید کریمی ::  تعداد بازدید : ۲۳۵

چطوربه خواستگار خود جواب رد دهیم؟




اگر تصمیم تان را گرفته اید و می خواهید به خواستگارتان جواب رد بدهید، باید بدانید که این جواب دادن ، خودش اصول و قاعده ای دارد که باید رعایت کنید. در غیر این صورت جواب رد شما ممکن است باعث دلخوری یا حتی کینه هایی شود که پاک کردن اثرات آن تا مدت ها زمان می برد. به خصوص اگر پای خواستگاری های فامیلی یا همکاری در میان باشد!


راستش را بگویید

اگر بعد از بررسی تمام موارد و درست تحلیل كردن شرایط‌تان، باز هم فكر می‌كنید برای هم ساخته نشده‌اید، باید هرچه زودتر حرف‌ دل‌تان را به او هم بگویید. حستان را در دلتان نگه ندارید و سعی نكنید با تحقیر و كم‌محلی، به او پاسخ منفی‌تان را نشان‌دهید. دلایل‌تان را بیان كنید و مقابلش اعتراف كنید كه علاقه‌ای به او ندارید. از شكستن دلش نترسید و نگذارید كه بیشتر از این امیدوار باشد و در دلش برای ازدواج كردن با شما برنامه بریزد.

پرده‌پوشی را كنار بگذارید. اگر قرار بود منظور شما را به زبان بی‌زبانی بفهمد تا حالا فهمیده بود، پس وقت آن است كه با صراحت تمام و بدون ترس، تكلیف را روشن كنید. ممكن است حرف شما دلش را بشكند. اشكالی ندارد. اگر بدون توهین و او نشانه گرفتن نقاط ضعفش، تنها واقعیت را روشن كنید، دیگر مسئولیتی متوجه شما نخواهد بود، پس كاملا منطقی و بدون اینكه هیجان بی‌موردی به این روند تزریق كنید، بگویید كه برای خودتان و او آینده خوبی نمی‌بینید یا اینكه احساسی كه به او دارید از این جنس نیست و هیچ‌وقت هم نخواهد بود.

چشم در چشم حرف بزنید

اگر هنوز جواب منفی‌تان را قاطعانه به او نداده‌اید، بجنبید. در نخستین فرصت یك قرار دونفره با او بگذارید و بدون گوشه و كنایه یا در لفافه حرف‌زدن، برایش همه چیز را توضیح دهید. احترام گذاشتن به او پذیرش این موضوع را برایش آسان‌تر می‌كند و تنظیم كردن چنین قراری یكی از نشانه‌های این احترام است.

قرار نیست این ملاقات را دوباره تكرار و ده‌ها بار موضعتان را بیان كنید. چه قانع شود و چه نه، شما تنها باید یك‌بار و برای همیشه تكلیف این ماجرا را روشن كنید.

غرورش را نشکنید

هیچ وقت او را به‌دلیل علاقه‌ای كه به شما دارد، تحقیر نكنید. شما هر راهی را برای رد كردن درخواستش می‌توانید بروید؛ اما حق ندارید به او حمله و توهین كنید یا به‌دلیل حسی كه دارد او را سرزنش كنید. اگر او با درخواست‌های مكررش شما را آزار می‌دهد، تنها جریان ارتباط‌تان را قطع كرده و تلاش كنید تاجایی كه می‌توانید از او فاصله بگیرید.


مراقب واژه‌ها باشید

موضعتان را طوری بیان كنید كه امكان هیچ برداشت دیگری وجود نداشته باشد و مهم‌تر اینكه، هیچ امیدی برای آینده به او ندهید. جملاتی مثل «فعلا قصد ازدواج ندارم»، «بگذار بازهم فكر كنم»، «به‌دلیل مخالفت خانواده‌ام نمی‌توانم» و... نه تنها كمكی به پیشبرد این ماجرا نمی‌كند بلكه او را هم معلق و بلاتكلیف گذاشته و آینده‌اش را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند. به‌دلیل ناتوانی در نه گفتن، با او بازی نكنید.


بگذارید از احساسش حرف بزند

متكلم وحده نباشید و به او هم اجازه دهید كه حرف‌هایش را بزند و از خودش دفاع كند. بدون آنكه حرفش را قطع كنید یا با لحنی تند و شتاب‌زده به او جواب دهید، بگذارید خودش را خالی كند. او به‌عنوان خواستگار شما، حق دارد تمام تلاشش را بكند و هر راهی كه گمان می‌كند برای رسیدن به شما منتهی می‌شود را برود. پس به او این فرصت را بدهید اما در تمام مراحل، قاطعانه روی موضع اولی‌تان پافشاری كنید.
چطور جواب رد دهیم؟

با اقتدار حرف بزنید

اینجا هم اعتماد به نفس حرف اول را می‌زند مثل آدم‌های ضعیف رفتار نكنید و با اعتماد به‌نفس حرف دلتان را بزنید. این حق شماست كه تنها با كسی كه دوستش دارید زیر یك سقف زندگی كنید و علاقه فرد دیگری به شما، نمی‌تواند این حق را از بین ببرد. هر كسی مسئول احساسات خودش است و اگر شما كاری نكرده‌اید كه به او آسیب بزند، پس دیگر نباید نگران چیزی باشید. او باید آنقدر منطقی باشد كه بتواند با این موضوع كنار بیاید و اگر در این مورد ناتوان است، شما نمی‌توانید كمكی به او بكنید.



بگویید با دیگران خوشبخت می شود اما با شما نه!

اگر می‌خواهید یك پایان‌بندی خوب ایجاد كنید، كمی او را تحسین كنید. در ذهن‌تان فهرستی از نقاط قوت او را بچینید و وقت نه گفتن، با اشاره به همه آنها برایش توضیح دهید كه باز هم می‌تواند شانس عاشق شدن و دوست داشته شدن را داشته باشد. فقط برایش توضیح دهید كه او را به چشم مرد زندگی‌تان ببینید و این به معنای بد بودن یا ناتوان بودن او نیست.


رابطه را کش ندهید

اگر پیشنهاد ازدواجش را رد كرده‌اید، باید تا آب‌ها از آسیاب نیفتاده از او فاصله بگیرید. به خصوص در رابطه های همکاری، دانشگاهی یا فامیلی. به هیچ بهانه‌ای به او زنگ نزنید. شاید برای شما كه به او احساسی ندارید، این اتفاق كاملا عادی به‌نظر برسد و بخواهید كاملا دوستانه با او حرف بزنید یا ببینیدش، اما اشتباه می‌كنید، حتی باوجود پایان گرفتن این ارتباط، ماجرا در او تمام نشده، پس آتشی كه سعی كردید خاموشش كنید را دوباره روشن نكنید.

بازندگی‌تان بازی نكنید

هرگز به‌دلیل ترحم وارد یك ارتباط نشوید. اگر واقعا به او حسی ندارید، حق ندارید به‌دلیل اینكه دلش را بشكنید به او وعده‌ای بدهید كه در مورد ادامه‌ دادنش مطمئن نیستید. اگر به آینده مشترك‌تان امیدی ندارید، قبل از آنكه چیزی شروع شود، تمامش كنید. شما نمی‌توانید یك عمر با ترحم زندگی كنید، پس با كش دادن این ماجرا با احساسات و آینده او بازی نكنید و خودتان را هم به بازی نگیرید.


تصمیم‌تان را بگیرید، می‌خواهیدش یا نه؟

قبل از آنكه حجت را برای این خواستگار‌تان تمام كنید، به پیشنهاد خواستگار دیگری فكر نكنید. درست است كه رابطه‌ای میان شما و هیچ كدام از آنها نیست اما تا زمانی‌كه پاسخ قطعی‌تان را نداده‌اید، در قبال فكری كه این خواستگار در مورد آینده مشترك‌تان می‌كند، مسئولید، پس با گفتن جواب‌تان به این مسئولیت پایان دهید. شاید هم پاسخ ندادن شما به‌دلیل تردید باشد، اما اگر فكر می‌كنید كه اول باید موقعیت بهتری پیدا كنید و بعد باید به این خواستگار جواب منفی بدهید در اشتباه هستید. شما حق ندارید به‌دلیل منافع خودتان، دیگران را معلق نگه‌ دارید.

جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۱ :: ۱۷:۳۶ ::  نويسنده : سعید کریمی ::  تعداد بازدید : ۲۵۹
ویژگی‌های یک مرد خوب



فهمیدن این كه چه مردی، مرد زندگی است كمی زمان می‌برد. پس با نشانه‌های یك مرد خوب آشنا شوید و ببینید كه طرف مقابل‌تان این ویژگی‌ها را دارد یا نه. این نکته را هم بگوییم که شناخت همه این ویژگی‌ها در مرحله آشنایی ممکن نیست اما می‌توانید تعدادی از آنها را در طرف مقابل تشخیص دهید و هرچه بیشتر این ویژگی‌ها را داشت، به او اطمینان بیشتری کنید.



نشانه اول؛ احترام

احترام موضوعی است كه در صدر جدول خوشبختی قرار دارد و خودش را به هزار و یك جلوه نشان می‌دهد و البته احترام یك موضوع ٢ جانبه است؛ موضوعی كه هم شما باید برای رعایت‌كردنش تلاش كنید و هم همسرتان باید در رفتارهایش آن ‌را نشان دهد. اگر می‌خواهید بدانید احترام در رابطه میان شما و نامزد‌تان جایی دارد، می‌توانید از نشانه‌های زیر كمك بگیرید.

١) اهل سازش است و به خاطر منافع مشترك‌تان كوتاه می‌آید. او گذشت‌های شما را می‌بیند و برای كم كردن فشار روی شما و ارتباط‌تان، گاهی از خواسته‌هایش می‌گذرد. به احساسات و نگرانی‌های شما گوش می‌كند و بدون نصیحت كردن یا رنجیدن، برای درك كردن‌شان تلاش می‌كند.

٢) می‌داند كه یك آدم بی‌عیب و نقص نیستید اما شما را همان‌طور كه هستید دوست دارد و با دیگران مقایسه‌تان نمی‌كند. برای نظر‌های شما ارزش قائل است؛ قبل از هر تصمیم اساسی‌ای، نظر شما را می‌پرسد و با تك‌روی سعی نمی‌كند حرف خودش را به كرسی بنشاند.

٣) وقتی موفقیتی به دست می‌آورید با تمام وجود برای‌تان خوشحال می‌شود و سعی می‌كند زمینه را برای موفقیت‌های آینده‌تان فراهم كند.

٤) احترام فقط در لحن خوب و رفتار پرمحبت خودش را نشان نمی‌دهد. پس اول ببینید كه نامزد‌تان نشانه‌های بالا را در رفتارهایش نشان می‌دهد یا خیر و بعد وجود آنها را در رفتارهای خودتان بررسی كنید.



نشانه دوم: اولویت‌های مشترك

همه ما ایده‌آل‌هایی در ذهن‌مان داریم كه از بچگی، ‌وقتی صحبت ازدواج در آینده می‌آید، در ذهن‌مان چرخ می‌زنند. از ویژگی‌های ظاهری مثل قد و وزن گرفته تا شرایط مالی، تحصیلات و خصلت‌های رفتاری. اولویت‌گذاری آدم‌ها برای این ویژگی‌ها یكسان نیست. یكی به شأن اجتماعی اهمیت بیشتری می‌دهد و یكی به خلق‌وخو؛ یكی خانواده برایش مهم است و یكی هم پول.

١) برای انتخاب همسر، به الگوهای دیگران نگاه نكنید و سعی كنید كه این موضوعات مهم را از نظر خودتان دسته‌بندی كنید.

٢) مهم نیست كه از نظر بقیه فردی كه انتخاب كرده‌اید چقدر شگفت‌انگیز یا ایده‌آل است، مهم این است كه این فرد چقدر به معیارهای خود شما نزدیك باشد و البته این كه از مرزبندی‌ها و خط قرمز‌های‌تان هم عبور نكند.

٣) اگر به یك مورد خاص فكر می‌كنید و برای ازدواج فردی را بررسی می‌كنید، اول ١٠ ویژگی مهمی كه برای‌تان در اولویت قرار دارند را روی كاغذ بیاورید و بعد در مورد ایده‌آل بودن یا نبودن این فرد تصمیم بگیرید. حتی اگر او ٧ ویژگی از این ١٠ تا را داشته باشد، می‌تواند یك همسر مناسب برای شما باشد. تا اینجای كار ٥٠ درصد مشكل حل شده. حالا وقت آن است كه از این همسر آینده هم بخواهیم اولویت‌هایش را روی كاغذ بنویسد و ببیند كه آیا شما هم می‌توانید همسر اید‌آلی برایش باشید یا نه!



نشانه سوم: از خط قرمز‌ها نمی‌گذرد

در هر ارتباطی خط قرمز‌هایی هست كه شكسته شدن‌شان همه چیز را به هم می‌ریزد و البته محدودیت‌های همه ارتباط‌ها مثل هم نیستند. وقتی هم كه پای زندگی مشترك به میان بیاید، خط قرمز‌ها پیچیده‌تر و گاهی هم غیرقابل عبورتر می‌شوند و به همین دلیل یكی از اصلی‌ترین نشانه‌هایی كه به شما می‌گوید یك مرد، همسر ایده‌آل شماست، احترام به همین خط قرمز‌هاست. این خطوط قرمز ممکن است حریم روابط کلامی و فیزیکی، صداقت، حریم خانواده، رازداری و ... باشد.

١) بعضی از خط قرمز‌ها در همه ارتباط‌ها مثل هم هستند و بعضی‌های دیگر هم تنها در مورد زندگی مشترك شما صادق هستند. پس اگر او می‌خواهد برای‌تان بهترین همسر دنیا باشد، باید هر دوی این مسیرهای ممنوعه را بشناسد و به آنها احترام بگذارد.

٢) یك همسر ایده‌آل نباید تنها و تنها از مسیرهایی كه خودش درست می‌داند عبور كند بلكه باید نگاهی به مفهوم درست در ذهن شما بیندازد و در صورتی كه می‌بیند انجام یك كار به تصور ذهنی شما در موردش آسیب می‌زند، از انجام دادنش دست بردارد.

٣) شما هم در این مورد یك وظیفه دارید. درست است كه بسیاری از این مرزبندی‌ها جزو كلیشه‌هایی هستند كه همه مردها از آن باخبرند اما اگر مورد دیگری در ذهن‌تان وجود دارد، انتظار نداشته باشید كه مرد‌تان آن را حدس بزند بلكه با توضیح آن موضوع و بیان دلایل‌تان، اهمیت این خط قرمز را بازگو كنید و از او بخواهید كه به این محدودیت احترام بگذارد.

همه ما دوست داریم بهترین باشیم و اگر مقابل فردی بنشینیم كه دوستش داریم و نگران از دست دادنش هستیم، دوست داریم خودمان را به‌مراتب بهتر از خود واقعی‌مان جلوه دهیم و ضعف‌ها و شكست‌های‌مان را در مقابلش پنهان كنیم. اما در یك رابطه ایده‌آل شما هیچ نیازی به پنهان كردن خود واقعی‌تان نخواهید داشت.



نشانه چهارم: اجازه می‌دهد خودتان باشید

همه ما دوست داریم بهترین باشیم. بهتر از چیزی كه هستیم و حتی بهتر از چیزی كه در توان‌مان هست. به خصوص اگر مقابل فردی بنشینیم كه دوستش داریم و نگران از دست دادنش هستیم، دوست داریم خودمان را به‌مراتب بهتر از خود واقعی‌مان جلوه دهیم و ضعف‌ها و شكست‌های‌مان را در مقابلش پنهان كنیم. اما در یك رابطه ایده‌آل شما هیچ نیازی به پنهان كردن خود واقعی‌تان نخواهید داشت.

١) می‌دانید او شما را همان‌طور كه هستید دوست دارد و حتی اگر هزار زن قدرتمند‌تر و داناتر از شما مقابلش ظاهر شوند، ‌باز هم شما را انتخاب می‌كند.

٢) این حس به شما اعتماد به نفس می‌دهد و نمی‌گذارد كه با حسادت، ترس‌ها و بی‌اعتمادی‌های بی‌مورد یا احساس ناامنی، زندگی مشترك‌تان را خراب كنید.



نشانه پنجم: از شما دفاع می‌كند

گرچه بهترین حالت ممكن این است كه ازدواج شما همه را خوشحال كند و كوچك‌ترین سردی و مشكلی در این مسیر پیش نیاید اما نباید فراموش كنید كه این حالت رویایی همیشه هم اتفاق نمی‌افتد. تفاوت‌های خانوادگی، تفاوت در انتظارها و سبك زندگی و بسیاری عوامل دیگر می‌تواند انتقاد دیگران را متوجه شما و تصمیم مشترك‌تان كند.

١) اگر او همسر ایده‌آل شما باشد، با شنیدن این داوری‌ها و گوشه كنایه‌ها از تصمیمش دلسرد نمی‌شود و برای راضی كردن دیگران، به فكر تغییر برنامه‌هایش نمی‌افتد.

٢) شاید شما ٢ نفر با گرفتن یك تصمیم مشترك بتوانید راه را برای این ازدواج هموارتر كنید اما یك مرد ایده‌آل هرگز بار این تغییرات را به دوش شما نمی‌اندازد و با قرار دادن‌تان در برابر دیگران، به‌دنبال حاشیه امنی برای خودش نمی‌گردد.



نشانه ششم: حس‌تان به شما می‌گوید ...

حتی اگر او تمام نشانه‌هایی كه یك همسر ایده‌آل باید داشته باشد را دارد، باز هم به معنای این نیست كه او مردی است كه برای آرامش شما آفریده شده است. با وجود بررسی تمام این موضوعات، دست آخر باید به این فكر كنید كه چه حسی درباره این مرد دارید.

آیا هر زمان كه او را می‌بینید احساس شوق و هیجان سراغ‌تان می‌آید؟ آیا بعد از هر دیدار، با اشتیاق منتظر گذاشتن قرار بعدی می‌مانید؟ آیا وقتی صحبت از ازدواج می‌شود، دل‌تان می‌خواهد كه زود همه‌چیز جفت‌وجور شود و برای همیشه در كنار او باشید؟

اگر پاسخ شما به این سوال‌ها منفی است اما وقتی دو‌دو‌تا چهارتا می‌كنید، می‌بینید كه او ایرادی ندارد كه بخواهید به خاطرش از ازدواج صرف‌نظر كنید، ‌دست نگه‌دارید!

حسی كه شما باید به همسر آینده‌تان داشته باشید، بسیار مهم است، حسی كه اگر نباشد، ‌با وجود تمام ویژگی‌های مثبت هم نمی‌تواند شما را به ماندن در یك زندگی دلگرم كند.
پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۹۱ :: ۱۶:۴۱ ::  نويسنده : سعید کریمی ::  تعداد بازدید : ۳۱۲

7 نشانه برای تغییر شغل!
 داشتن همکاران نامناسب، فشارهای شدید عصبی و ابتلاء به بیماری های مختلف روحی و جسمی از جمله نشانه هایی هستند که نشان میدهند شما باید شغل خود را عوض کنید.
 

بر اساس آمار موجود ما نزدیک به یک سوم و یا حتی بیشتر از زمان بیداری خود را در محل کار می گذرانیم. شغلی که ما انتخاب کرده و به آن می پردازیم بخش بسیار مهمی از زندگی ما است که شکل دهنده روابط اجتماعی و آینده زندگی ما خواهد بود. اما چه خواهد شد اگر ما از شغل خود راضی نبوده و یا حتی از آن متنفر باشیم؟ به عبارت دیگر آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که آیا از شغل خود راضی هستید یا خیر؟ در این مطلب ما شما را با نشانه هایی که نشانگر این است که شما از شغل خود راضی نیستید آشنا می کنیم.

 

تغییر شغل و مشکلات مالی
شما به هیچ عنوان از شغل خود راضی نیستید اما به دلیل مشکلات مالی و یا این که نمی توانید بدون این کار از پس مخارج خود بربیایید در این شغل باقی مانده اید. دائما به خود می گویید که اگر به خاطر مسائل مالی نبود حتی یک لحظه هم در این شغل نمی مانده و آن را ترک می کردم. البته در این جا یک مسئله وجود دارد و آن هم این است که حضور در یک شغل نامناسب می تواند ضررهای روحی و جسمی طولانی مدتی را بر روی شما داشته باشد. در آن زمان شما باید پول بسیار بیشتری را صرف درمان خود کنید.

 

تغییر شغل و انتخاب شغل بعدی
شما به این مسئله فکر می کنید که شغل خود را تغییر دهید و به خود می گویید که : اگر می دانستم بعد از خروج از این کار باید به سراغ چه شغلی بروم و چه کاری از دست من برمی یاد همین امروز شغل خود را عوض می کردم. این مسئله نشان دهنده این مطلب است که ترس از آینده شما را در شغل فعلی که از آن رضایت ندارید نگاه داشته است.

 

آخر هفته های پر استرس
زمانی که صبح جمعه از خواب برمی خیزید به جای لذت بردن از روز تعطیل خود به این مسئله فکر می کنید که فردا هم یک روز شنبه و به عبارتی آغاز یک هفته طولانی و خسته کننده دیگر در شغلی است که به آن علاقه ای ندارید.

 

همکار نامناسب
داشتن مشکلات کاری با روساء و همکاران در سطوح مختلف کارهای اداری به عنوان یک حقیقت غیر قابل کتمان است. اما زمانی می رسد که شما نمی توانید حتی حضور این افراد را تحمل کنید. زمانی را تصور کنید که همکار مورد نظر شما به دفتر وارد شده و شما با دیدن او حال بدی پیدا می کنید. کارشناسان معتقد هستند که در این شرایط محیط کاری برای شما " مسموم " شده است و مهم نیست که درآمد شما چقدر است. این شغل را ترک کنید.

 

شغل و تغییر شخصیت ما
بعد از مدتی فشار کار بر روی شما به قدری اثر می گزارد که شما دیگر خود را نمی شناسید. تمام احساسات شما و نوع رفتار شما از زمانی که به این شغل وارد شدید تغییر کرده است. زمانی که شما به گذشته نگاهی می اندازید به این نتیجه می رسید که کلا تغییر کرده و تبدیل به انسان دیگری شده اید. در این زمان توصیه اکید ما به شما این است که: این شغل را ترک کنید!

 

شغل و تاثیر بر روی سلامت
در صورتی که شما دارای شغلی نامناسب باشید پس از مدتی عوارض آن بر روی روح و جسمتان مشخص می شود. استرس، بی خوابی، سردردهای شدید و طولانی، ضعف کلی بدن و عصبی شدن از جمله معمول ترین عوارض کار در یک محیط نامناسب است. شما باید به این نکته توجه کنید که هیچ چیز پر ارزش تر از سلامتی شما نیست و زمانی که از کار مورد نظر خارج شوید خواهید فهمید که چه فشاری از روی دوش شما برداشته شده است و از آن به بعد چقدر آرام تر هستید.

 

حتی پول هم برای شما مهم نیست
این نشانه مهم ترین نکته برای نشان دادن این مسئله است که شما برای این شغل مناسب نیستید. هر چه که تلاش کرده و مشکلات و سختی ها را تحمل می کنید برای شما ارزشی ندارد و حتی دست مزدی که هم می گیرید برای شما تفاوتی ندارد. این یکی از مهترین نشانه هایی است که به شما می گوید باید از این کار خارج شده و به دنبال شغل مورد علاقه خود بگردید.

"باشگاه خبرنگاران"

سه شنبه ۷ آذر ۱۳۹۱ :: ۱۶:۳۸ ::  نويسنده : سعید کریمی ::  تعداد بازدید : ۲۲۰

تفاوت های تربیتی دختران و پسران را می شناسید؟

 

بررسی‌ها نشان داده‌اند چگونگی یادگیری پسران با دختران متفاوت است. اسکن‌های مغزی تا حدی دلیل این تفاوت را روشن کرده‌اند؛ نواحی بیشتری از مغز دختران شامل قشر مخ ( که مسوول کارکردهای حافظه، توجه، فکر و زبان است )، به کارکردهای کلامی اختصاص داده شده‌اند و هیپوکامپ ( ناحیه‌ای از مغز که برای ذخیره حافظه کلامی ضروری است )، در دخترها زودتر از پسرها رشد می‌کند و در زنان بزرگ‌تر از مردان است. این تفاوت اثر عمیقی بر توانایی‌های کلامی و نوشتن دختران و پسران دارد. در مقابل، در پسرها بخش بزرگ‌تری از قشر مخ به کارکردهای مکانیکی و مکانی ( فضایی ) اختصاص دارد. به همین دلیل پسرها به حرکات و تصاویر بیشتر علاقه دارند تا به کلمات. اگر آموزگاران اجازه دهند پسرها پیش از نوشتن درباره یک موضوع، درباره آن تصویرهایی بکشند، درک بهتری از رنگ و سایر جزئیات موضوعی که درباره آن می‌نویسند، پیدا می‌کنند زیرا پسرها با این كار اطلاعات بیشتری در مورد موضوع به دست می‌آورند. از طرفی مغز پسران و دختران از لحاظ بیوشیمیایی هم تفاوت دارد. مغز پسران هورمون سروتونین و اکسی‌توسین کمتری نسبت به مغز دخترها ترشح می‌كند؛ این هورمون‌ها در ایجاد حس آرامش نقش دارند. به همین دلیل است که پسران کم‌ سن بیشتر ممکن است وول بخورند و به طور آنی و تکانه‌ای عمل کنند. گاهی آموزگاران این بی‌تابی و وول خوردن یا سروصدا کردن پسران را به نافرمانی او تعبیر می‌کنند اما در واقع آنها نمی‌توانند آرام بگیرند. به این ترتیب تفاوتی در توانایی یادگیری پسران و دختران وجود ندارد، اما شیوه تدریس به آنها باید متفاوت باشد.

چند نکته مهم
 رعایت این نکته‌ها به‌وسیله والدین و همکاری آموزگاران و مسوولان مدارس به یادگیری بهتر پسرها کمک خواهد کرد:

بگذارید کودک حرکت کند :
 به کودکان باید اجازه داد و آنها را تشویق کرد هنگام انجام تكالیف درسی‌شان حرکت کنند. تکان دادن پاها، ایستادن، وقت‌گذرانی و گشتن، فعالیت‌هایی که اغلب عوامل حواس‌پرتی شمرده می‌شوند، هنگامی كه سایر بچه‌ها مشغول خواندن، نوشتن یا امتحان دادن هستند، می‌توانند به یادگیری بسیاری از پسرها کمک کنند.

 یک سال منتظر بمانید :
 کودکستان‌ها امروزه بیشتر از قبل به آموزش کودکان می‌پردازند. گاهی از یک کودک 5 ساله انتظار می‌رود کارهای یک کودک 6 ساله را انجام دهد. گر چه نظرها در این باره متفاوت است، اما پسری که متولد پاییز و زمستان است، ممکن است از یک سال دیر به مدرسه رفتن سود ببرد. پیش از تصمیم‌گیری در این‌باره با معلم کودکتان مشورت کنید.

بگذارید کودک از کلاس بیرون برود :
 مطمئن شوید که مدرسه پسر شما زمانی برای بازی کردن بچه‌ها در حیاط اختصاص می‌دهد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد کودکان پس از زنگ تفریح بهتر یاد می‌گیرند.

 تفاوت‌های تربیتی پسران و دختران
 با توجه به خصوصیات متفاوت پسران و دختران، تربیت پسران با دختران هم متفاوت است. پسرها و دخترها به طور کلی برحسب طبیعت و بسته به جنسیتشان ممکن است رفتارهای کاملا متفاوتی داشته باشند اما این مساله به معنای آن نیست که هر دختر و هر پسری تفاوت بسیار زیادی با هم دارند و ضرورتا هر دختر یا پسری به طور کامل از الگوهای معمول آن جنسیت پیروی خواهند کرد.
 گرچه نمی‌توان به طور دقیق تعیین کرد تربیت پسرها مشکل‌تر است یا دخترها اما پرورش فرزند پسر همیشه با فرزند دختر تفاوت دارد. حتی اگر فرزندان دختر و پسر شما به‌طور کامل کلیشه‌های مربوط به جنسیتشان را بروز ندهند، تا حدودی با یکدیگر متفاوت خواهند بود. به همین دلیل باید شیوه برخورد شما با آنها متفاوت باشد. شیوه منضبط کردن، بازی و ارتباط برقرار کردن باید مطابق با رفتار کودکی که با او سر و کار دارید، باشد.

تفاوت در بازی :
 پسرها گرایش دارند همیشه این‌ور و آن‌ور بروند و خودشان را در حال حرکت و مشغول نگه‌دارند. آنها معمولا اسباب‌بازی‌های پرسر‌ و‌ صدا و پرزرق و برق مانند اتومبیل‌های دارای چراغ و آژیر را دوست دارند. گاهی پسرها هنگام بازی‌ کمی خرابکاری می‌کنند، اما معمولا این خرابکاری‌ها اتفاقی است. والدین باید بر بازی پسران نظارت بیشتری داشته باشند زیرا آنها کمی بی‌احتیاط هستند. اما دخترها معمولا بازی‌های آرام‌تر را ترجیح می‌دهند. آنها نیازی ذاتی به پرستاری از دیگران دارند و به همین دلیل به بازی با عروسک و حیوانات خانگی علاقه نشان می‌دهند. آنها هنگام صحبت با اسباب‌بازی‌هایشان، از تعارفات ملایم و تک‌گویی استفاده می‌کنند که متضاد شیوه‌ ارتباطی بیشتر پسرها هنگام بازی است.

 تفاوت‌ های گفتاری :
 شیوه ارتباط برقرار کردن با فرزندتان با توجه به اینکه پسر باشد یا دختر، متفاوت است. دختران معمولا زودتر یاد می‌گیرند حرف بزنند و تمایل بیشتری به حرف زدن نشان می‌دهند. آنها از گوش دادن به صحبت‌های پدر و مادرشان لذت می‌برند و معمولا به طور مفصل آنچه برایشان اتفاق افتاده تعریف می‌کنند و پاسخ‌های طولانی می‌دهند، اما پسران معمولا ترجیح می‌دهند زیاد حرف نزنند. آنها به اندازه دختران به جزئیات گفت‌ و گوها توجه نشان نمی‌دهند و پاسخ‌هایشان یکی دو کلمه‌ای و در حدی است که اصل قضیه را برساند. این خصوصیت پسران احتمالا به خاطر طبیعت شلوغ‌ کار آنها و عدم علاقه‌شان به نشستن و حرف زدن در هنگامی است که می‌توانند این‌ور و آن‌ور بروند.

 تفاوت از لحاظ اعتماد‌ به‌ نفس :
 دیدگاه پسران و دختران در مورد خودشان، متفاوت است؛ دختران بسیار زودتر از پسران با مسایل مربوط به اعتماد به نفس درگیر می‌شوند و لازم است والدین به نگرانی‌های دخترشان در این باره که ممکن‌است در سنین پایینی - حدود 5 سال- بروز کند، توجه نشان دهند. مشکلات مربوط به کاهش اعتماد‌ به‌ نفس در پسران، معمولا در سنین پیش از بلوغ خود را نشان نمی‌دهد. از آنجا که پسران معمولا کمتر با خودشان مشکل دارند، راحت‌تر می‌توان آنها را در این زمینه قانع کرد.

جمعه ۳ آذر ۱۳۹۱ :: ۱۶:۳۲ ::  نويسنده : سعید کریمی ::  تعداد بازدید : ۱۸۵

ازدواج با همکار، درست یا نادرست؟


محیط های كاری یكی از روش های آشنایی افراد با یكدیگر محسوب می شود و بسیار اتفاق می افتد كه افراد پس از آشنایی با یكدیگر در این محیط تصمیم بر خواستگاری از یكدیگر و ازدواج با هم می گیرند. این امر علاوه بر مزایای بسیاری كه دارد، معایبی را هم به دنبال می آورد كه بهتر است قبل از هر تصمیمی تمام جوانب آن سنجیده شود.

 مزایا
 1 - وقتی همكار فرد، خواستگارش می شود بدین معناست كه این دو نفر ماهها و یا حتی سالها در كنار هم بوده اند و با هم آشنا هستند. همین آشنایی باعث شناخت بهتر و كاملتر فرد از همكارش شده و شرایطی را حاصل می كند تا طرفین به سمت ازدواجی آگاهانه حركت نموده و در تشكیل زندگی مشتركشان موفقتر از دیگران باشند.

 2 - وقتی زن و مرد هر دو در یك شغل مشغول به كار باشند بسیار بهتر از دیگران می توانند فرد مقابل را درك كنند زیرا با مشكلات و معضلات شغلشان آشنایی كامل دارند. مثلاً وقتی یك خانم پرستار با یك آقای پزشك ازدواج می كند؛ هر دوشان نسبت به شغل فرد مقابل شناخت و آگاهی كامل داشته و می دانند كه شغل نامزدشان دارای محدودیت ها و مشكلاتی است كه آنها به عنوان یك همسر باید این معضلات و محدودیت ها را درك كنند و فرد مقابل را در تحمل این سختی ها یاری رسانند. در حالی كه اگر همین خانم پرستار با آقایی كه كارمند است یا شغل آزاد دارد ازدواج كند در بسیاری از امور چون مواقع ضروری و شیفت های شبانه، ساعات كاری زیاد،‌خستگی فراوان، حساسیت های روحی و ... نمی تواند همسر خود را درك كند و همین امور باعث ایجاد تنش هایی در زندگی زناشویی شان می شود.

 3 - حضور همسر در محیط كار باعث افزایش اعتماد به نفس فرد می شود. به بیان دیگر وقتی فرد حس می كند كه همسرش در كنار اوست و در مواقع نیاز می تواند به وی تكیه كند اعتماد به نفسش بالا رفته و روحیه اش بهتر می شود.

 4 - افزایش اعتماد به نفس و داشتن روحیه بالا، باعث افزایش انرژی و در نتیجه كارایی افراد می شود.

 معایب
 1 - بسیاری گمان می كنند كه چون چند سال است با خواستگارشان همكارند پس او را كامل می شناسند به همین دلیل به اموری چون صحبتهای جدی و منطقی و تحقیق اهمیت نداده و از انجام آنها خودداری می كنند. در حالیكه تحقیقات محلی یكی از اصول شناخت كاملتر فرد محسوب می شود. برخی از خصلت های فردی تنها در خانواده و محله بروز می یابند.

 2 - گاهی اتفاق می افتد كه خواستگار همكار جز رده روسا و مدیران محسوب می شود. همین امر محدودیت ها و معذوریت های فراوانی برای فرد مقابل به همراه می آورد. مثلاً اگر خانم قصد ازدواج با مدیر خود را نداشته باشد و پاسخش به خواستگاری وی منفی باشد احتمالا آینده شغلی اش تا حدودی به خطر می افتد. وجود این قبیل مشكلات بسیاری را از دادن پاسخ منفی می ترساند یا وادار به دادن جواب مثبت و در نتیجه تشكیل زندگی ناموفق می كند.

 3 - پاسخ منفی به خواستگاری كه جز همكاران معمولی نیز می باشد خالی از مشكل نبوده و یقیناً بر روابط كاری طرفین و نحوه برخورد آنها با یكدیگر تاثیر گذار است.

 4 - ازدواج دو همکار باعث ایجاد برخی ملاحظات و محدودیت ها در میان خودشان می شود كه تا پیش از ازدواج اصلاً برایشان مهم نبوده و به آنها توجه نمی كردند. مثلاً وقتی خانمی ببیند شوهرش با یک همكار خانم دیگری گرم صحبت و یا خنده است از خود واکنش نشان می دهد حال آنکه قبل از ازدواج چنین حساسیتی نداشته است.

 5 - وقتی زن و مرد با هم همكار باشند یعنی شبانه روز در كنار هم هستند و گاهی همین حضور شبانه روزی زن و مرد در كنار هم و عدم دوری باعث سردی و یكنواختی روابطشان می شود. یادمان باشد كه دوری متعارف، دلتنگی و در نتیجه عشق و علاقه می آورد.

 6 - معمولاً برای این زوج ها فاصله قرار دادن میان كار و زندگی سخت و گاه غیرممكن است. به همین دلیل آنها مشكلات كاری را وارد زندگی مشترك و مشكلات و دعواهای زناشویی شان را وارد محیط كار می كنند.

شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۱ :: ۱۶:۲۹ ::  نويسنده : سعید کریمی ::  تعداد بازدید : ۱۹۱

چطور یک فرد خاص را مجذوب خود کنید؟

 


یکی از سوالای که مکرراً پرسیده می‌شود این است که "آیا می‌توانید با استفاده از قانون جاذبه یک فرد خاص را مجذوب خود کرد؟" خوشبختانه پاسخ آن مثبت است.
 عشق یکی از مهمترین احساسات موجود در این جهان است. وقتی صحبت از پول، شغل و خیلی چیزهای دیگر به میان می‌آید آدمها برای نشان دادن آن سختی زیادی متحمل نمی‌شوند. اما در مسائل احساسی، اگر آن چیزی که می‌خواهید را به دست نیاورید، دچار درد عمیقی می‌شوید. کسی که دوستش دارید، آن فرد خاص، مهمترین فرد برای شماست و حتی کل دنیا نمی‌تواند برایتان جایگزین او شود. خبر خیلی خیلی خوبی برایتان داریم. شما می‌توانید کسی که دوست دارید را مجذوب خودتان کنید. پس همین امروز روش ما را امتحان کنید.

 میل و ناامیدی – باید ناامیدی را کنار بگذارید
 بااینکه میل یک انرژی مقدس است و انرژی خلقت محسوب میگردد، ناامیدی دقیقاً عکس آن و انرژی مخرب است. وقتی تمایلات برآورده نشوند، جای آن ناامیدی می‌آید. بااینکه میل و اشتیاق انرژی خوب و پاک است، ناامیدی یک انرژی منفی بسیار قوی است. میل و اشتیاق ارتعاشات جذب کردن را در شما ایجاد می‌کند اما ناامیدی دقیقاً ارتعاشاتی متضاد این یعنی دور کردن را می‌سازد. وقتی عاشق می‌شوید، بذر مقدس میل و اشتیاق در شما کاشته می‌شود. بنا به هر دلیلی اگر این اشتیاق و میل برآورده نشود، ناامیدی وارد می‌شود. پس اولین قدم برای از بین بردن این ناامیدی است. همه ناامیدی‌ها را دور بریزید.

چطور ناامیدی‌ها را از بین ببرید؟
 ساده‌ترین راه برای از میان برداشتن ناامیدی‌ها، فراموش کردن است. خودتان را با نور عشق الهی و معنوی جهان احاطه کنید. یک نور عشق معنوی را تجسم کنید، یک تشعشع از نور عشق خداوندی. خود را تسلیم آن نور کنید. این نور است که شما را خلق کرده است، همه آنچه که دارید را به شما داده و این عشق خیلی ساده دوستتان دارد. این نور بخشنده است، نوری 100 درصد پاک است و آنقدر قوی هست تا بتواند واقعیتی زیبا فراتر از تجسمات معمولی شما ایجاد کند. وقتی عاشق می‌شوید این نور خیلی آرام به شما می‌گوید چه بکنید، فقط باید به او گوش دهید. پس همه چیز را فراموش کنید، تسلیم این نور شوید و زندگی جدیدی را شروع کنید. همین امروز خودتان را تسلیم آن نور معنوی کنید و بگذارید آن نور آینده‌ای روشن برایتان بسازد.
 وقتی اینکار را کردید، هر وابستگی به نتیجه را از خود دور کنید. حالا قسمت بهتر آن شروع می‌شود.

 ساختن یک زندگی زیبای عاشقانه
 وقتی هر نوع وابستگی به آن فرد را از خود دور کردید، یک پیام بسیار قوی به جهان فرستاده‌اید که برای شروع یک زندگی زیبای عاشقانه آماده‌اید. اگر قبلاً عشقتان یک‌طرفه بود، الان وقت آن رسیده که رابطه‌ای دو‌طرفه را تجربه کنید. شما قهرمان تئاتر ذهن خودتان هستید. فیلم شما در ذهن خودتان است و فیلمتان واقعیت شما را می‌سازد. شما کنترل 100 درصد روی تخیلاتتان دارید و از آن برای ساخت واقعیتی به انتخاب خود هوشمندانه استفاده می‌کنید.
 حالا تصور کنید که معشوقتان عاشق شماست. قبلاً این شما بودید که عاشق او بودید و حالا تصور کنید که این اوست که عاشق شماست. "معشوقتان عاشق شماست" و می‌بینید که اشتیاق و میلتان برآورده شده است. چه حسی دارید؟ هزار مرتبه با خودتان تکرار کنید، "..... منو دوست داره". ببیند در 7-5 روز آینده چه اتفاقی می‌افتد. تغییر انرژی را در خود مشاهده کنید. ببینید چه حسی دارید. معشوقتان را عاشق خودتان تجسم کنید. احساساتتان را بررسی کنید. در ذهنتان با معشوقتان صحبت کنید. چه حسی دارد؟
 اگر این مرحله را به درستی انجام دهید، به خودتان می‌خندید که برای چه اینقدر ناامید بودید. و آنوقت است که دنیا به رویتان لبخند می‌زند. احساس قدرت بیشتری می‌کنید. با خودتان فکر می‌کنید که چرا همه چیز را اینقدر سخت می‌دیده‌اید و چرا قبلاً نمی‌توانسته‌اید فراموش کنید؟

بررسی عشق
 این روش‌ها که شما را از احساسات ناامیدانه‌تان بیرون می‌کشد و باعث می‌شود احساس کنید برنده هستید. این افکار و احساسات مثبت می‌آیند و باعث می‌شوند فکر کنید که آیا آن فرد را بخاطر عشق می‌خواسته‌اید یا فقط به این خاطر که نفستان را ارضا کنید. در بسیاری از موارد، ناامیدی که برمی‌گردد، به دلیل عشق نیست، بلکه به دلیل پیروزی است. حالا در اعماق قلب خود می‌دانید که آیا آن فرد را واقعاً دوست می‌دارید یا نه.
 اگر متوجه شدید که عشقتان واقعی است، مرحله زیر خیلی برایتان مهم است:

 عشق – قدرت پشت خلقت
 درک کنید که عشق قدرتمندترین انرژی در جهان است. با عشق می‌توانید هر چیزی خلق کنید، قلب، روح و فکر هر کسی را به دست آورید. هر روز حدقل 10 دقیقه بنشینید و افکاری عاشقانه به عشقتان بفرستید. با خودتان تصور کنید که با او رابطه‌ای عاشقانه دارید. معشوقتان کاملاً عاشق شماست. چه نوع افکار عاشقانه‌ای برای او می‌فرستید؟
 یک گوی صورتی رنگ از انرژی بین دستان خود تجسم کنید که در آن رابطه عاشقانه‌تان را با آن فرد می‌بینید. این گوی فقط انرژی پاک و مثبت عشق را در خود دارد. افکار، احساسات و نوع رابطه‌ای که با معشوقتان دارید را یادداشت کنید. حالا گوی صورتی رنگ را فراموش کنید. بگذارید به هوا برود. هر وابستگی را رها کنید. و اگر اینکار را به درستی انجام دهید، دیگر هیچ وابستگی برایتان نمی‌ماند زیرا الان جایی هستید که می‌توانید حس رابطه را احساس کنید. اگر تردیدی داشتید با خودتان تکرار کنید، "من تسلیم نور معنویم هستم." "فقط باید نور معنویم را دوست داشته باشم و از آن سپاسگذار باشم."
 دقت کنید که این هدف فقط و فقط زمانی اتفاق می‌افتد که ارتعاشات احساسات شما بالا باشد. ناامیدی مثل چاهی عمیق است که ارتعاشات آن بسیار پایین است. عشق و حق‌شناسی بالاترین حد ارتعاشات را دارند.
 اگر اینکار را درست انجام دهید، احساساتتان در این مرحله باید اینگونه باشند :

1 - ناامیدی صفر. متعجب می‌شوید که آنهمه ناامیدی به کجا رفته است.

 2 - شدیداً احساس شادی می‌کنید زیرا رابطه‌ای زیبا و عاشقانه ساخته‌اید و به روشنی آن را دیده و حس کرده‌اید.

 3 - یک رابطه کامل و شاد بین شما و جهان که فقط و فقط شکرگذار آن هستید.
 رابطه ایدآل شما خود را نشان خواهد داد. 60،000 فکر در روز کارمای karma فکر شماست. اگر در 80 درصد از این افکار عشق و حق‌شناسی باشد، رابطه زیبایی که خلق خواهید کرد فرای تصورتان خواهد بود.

چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۱ :: ۱۶:۴۲ ::  نويسنده : سعید کریمی ::  تعداد بازدید : ۲۸۱

٨ مهارت ضروری برای نیمه دوم زندگی

آدم‌های زیادی از زندگی‌شان خسته شده‌اند. این خستگی و بی‌حوصلگی می‌تواند یک مارپیچ رو به ‌پایین ایجاد کند. این مارپیچ می‌تواند افسردگی، بی‌میلی، ناامیدی و بسیاری احساسات منفی دیگر در خود داشته باشد. احتمالاً مهم‌ترین مسئله برای فردی که در چنین موقعیتی قرار دارد این حس است که نمی‌دانند چه باید بکنند و به همین خاطر هیچ کاری نمی‌کنند.

اینجا می‌خواهیم ٨ مهارت بسیار مهم برای‌تان معرفی کنیم که باید برای به دست آوردن آنها تلاش کنید. این مهارت‌ها به شما کمک می‌کنند خودتان را از این مارپیچ منفی دور نگه دارید.

 

مهارت١) برای آینده رویاپردازی کنید

برای دیدن رویا حتماً نباید بخوابید. زمانی را به فکر کردن درمورد اتفاقات خوشایندی که دوست دارید در آینده بیفتد اختصاص دهید. اگر از دوران کودکی تابحال رویایی انجام‌نشده دارید، دوباره آن را امتحان کنید. همین می‌تواند یک نقطه شروع دوباره باشد.

 

مهارت ٢) موانع موجود برای رویای زندگی‌تان را از میان بردارید

احتمال این که خودتان مانع سر راه خودتان باشید خیلی زیاد است. چه چیزی شما را عقب نگه می‌دارد؟ خیلی‌ها هستند که همیشه افسوس می‌خورند که چرا به دانشگاه نرفتند. تصور می‌کنند که الان دیگر خیلی دیر شده است. منظور این نوع موانع است.

 

مهارت ٣) هدف و معنا به دست آورید

بعد از ٤٠ سالگی به دنبال پیدا کردن هدف با راه‌های جدید هستیم. در جوانی هدف ما ایجاد و ساختن عناصر زندگی مثل ازدواج، بچه‌دار شدن، خانه‌دار شدن و پیشرفت کاری است. اما حالا که خیلی از این هدف‌ها به سرانجام رسیده‌اند، اهداف‌مان تغییر می‌کنند. هدف می‌تواند قرار دادن خود در کنار چیزهایی باشد که شما را بالغ‌تر و کامل‌تر می‌کند. خودتان باید هدف‌تان را مشخص کنید.

 

مهارت ٤) قدرت انتخاب مسیر زندگی

آینده ما چیزی فراتر از موقعیت‌های گذشته‌مان است. فقط دو چیز است که در آن حق انتخاب ندارید: مرگ و مالیات. این خودتان هستید که می‌توانید تعیین کنید در زندگی‌تان چه اتفاقاتی بیفتد. زندگی خودتان است پس مسئولیت آن را به گردن بگیرید.

 

مهارت ٥) بطور مداوم چیزهای جدید یاد بگیرید

یادگیری فواید زیادی دارد. اولین فایده آن برای شما ایجاد فرصت‌های جدیدی است که در اختیارتان قرار می‌گیرد. احتمالات نامحدود هستند. می‌توانید یک مهارت جدید یاد بگیرید، درمورد مکان‌های جدید اطلاعات پیدا کنید، علایق‌تان را دنبال کنید. با این روش همیشه در حال رشد خواهید بود. اگر رشد نکنید، موفق نخواهید بود.

 

مهارت ٦) ممکن‌ها را تشخیص دهید

یکجایی در زندگی‌مان ممکن‌ها را کم می‌کنیم. زمانی را که فکر می‌کردید هر کاری از دست‌تان برمی‌آید را به یاد می‌آورید؟ خیلی‌ها را دیده‌اید که با وجود نقص‌های جسمانی بسیار به افرادی موفق در جامعه تبدیل شده‌اند. این‌ها محدودیت‌ها را ندیده‌اند، ممکن‌ها را پیدا کرده‌اند.

 

مهارت ٧) از اشتباهات‌تان درس بگیرید

شکست اگر باعث شود درسی از آن بگیرید چیز خوبی است. یک دلیل دیگر برای خوب بودن آن این است که می‌فهمید برای رسیدن به چیزی مهم تلاش می‌کنید. شکست می‌تواند یک نگرش باشد. توماس ادیسون ١٠ هزار بار شکست خورد اما هیچ وقت خود را بازنده ندید. او به این نتایج بعنوان ١٠ هزار فرصتی که می‌تواند برای بالا بردن کار خود از آنها استفاده کند نگاه کرد. اگر اخیراً شکست نخورده‌اید، بد نیست امتحانش کنید!

 

مهارت ٨) روابطی معنادار بر پایه اعتماد و احترام ایجاد کنید

ما با حضور دیگران در زندگی‌مان پرورش می‌یابیم. ما موجوداتی اجتماعی هستیم که نیاز به گیرش و دهش داریم. این موضوع را مثل یک پارچه تصور کنید. پارچه تارهای زیادی دارد که هریک به یک سمت مختلف رفته‌اند. یک تکه پارچه مطمئناً بسیار محکم‌تر از یک تار به تنهایی است.

 

این مهارت‌ها را تا چه اندازه در خودتان پرورش داده‌اید؟ از همین امروز شروع کنید. با کمک این مهارت‌ها می‌توانید از نیمه دوم زندگی‌تان هم درست مانند دوران جوانی لذت ببرید.

سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۱ :: ۱۶:۴۲ ::  نويسنده : سعید کریمی ::  تعداد بازدید : ۳۰۳

قابل توجه والدین مبتدی!!!
 

کودکان با کتابچه های راهنما بزرگ نمی شوند. آنها یک تجربه منحصر به فرد هستند که باید درک شوند و مورد توجه قرار گیرند.
 کودکان نوپایی که سرشار از انرژی هستند و مشتاق به تجربه هر چیزی که شما به آنها ارائه می دهید، ممکن است در واقع به دنبال فریب والدین خود باشند. حال به 9 اشتباه والدین اشاره می کنیم، که باید سعی کنند در مقابل این کودکان نوپا، مرتکب آنها نشوند.

اشتباه شماره 1
کودکان نوپا، زمانی کار خود را به بهترین نحو ممکن انجام می دهند، که بدانند والدین از آنها چه انتظاری دارند. حال این انتظارات می تواند زمان حمام رفتن یا خوابیدن باشد، یا عواقبی که از یک رفتار بد نصیب شان خواهد شد.
 هر چه این انتظارات سازگارتر و قابل پیش بینی تر باشند، کودک نوپای شما به احتمال بیشتر، انعطاف پذیرتر و دلپذیر تر خواهد بود.

 این اشتباه را تصحیح کنید
 تا جایی که برایتان مقدور است، کودک را با خط مشی منظم تربیت کنید و با نظم با او برخورد کنید. اگر والدین ( یا دیگر مراقبان )، با یکدیگر موافق و یکدل نباشند، سازگاری می تواند به یک چالش تبدیل شود. اگر کودکی غذای خود را روی زمین بریزد یا در زمان تعیین شده نخوابند، نمی دانیم که چه نوع عکس العملی، بهترین عکس العمل می باشد؟
 بنشینید و با همفکری با یکدیگر پاسخی مناسب بیابید و بر انجام آن اصرار کنید.

 اشتباه شماره 2
 تمرکز بر روابط خانوادگی بسیار لذت بخش و باب میل است اما برخی والدین در انجام این کار افراط می کنند.
 یک روانشناس می گوید: " کودکان، سپری کردن اوقات را با یکی از والدین، بسیار دوست دارند. اختصاص دادن زمانی برای کودکان به طور مجزا، برای والدین نیز بسیار سرگرم کننده می باشد؛ زیرا مجبور نیستند تا با رقابت و هم چشمی دو کودک با یکدیگر کلنجار روند".

 این اشتباه را تصحیح کنید
 روش مناسب برای سپری کردن زمان با یک کودک نوپا، چه روشی است؟ بسیار ساده است؛ روی زمین بنشینید و با او بازی کنید. هنگامی که می خواهد بخوابد، برای او قصه بگویید یا کتابی را که دوست دارد، برایش بخوانید.

 اشتباه شماره 3
 بیش از حد کمک کردن برخی از والدین در انجام هر کاری به کودکان هم می تواند مشکل ساز باشد؛ هنگامی که کودک برای انجام دادن کاری بسیار کوچک دچار مشکل می شوند، والدین با سرعت به آنها نزدیک شده و کارشان را انجام می دهند.
 مادر یا پدر محترم، قبل از انجام این کار لحظه ای فکر کنید
 اگر بخواهید برای هر کاری، از جمله پوشیدن یک لباس، یا حل کردن یک پازل، به کودک کمک کنید، در واقع این پیام را به او می دهید، که تو هیچ کاری را نمی توانی انجام دهی- به عبارت دیگر، تو کودکی بی کفایت و نا لایق هستی.
 روان شناسان می گویند: "والدینی که در انجام هر کاری به کودک کمک می کنند و سعی می کنند تا بر خرابکاری های خود و اشتباهاتش به طور غیر منطقی سرپوش بگذارند، در واقع در تربیت کردن کودکانی متکی به خود، با مشکلات عدیده ای مواجه خواهند شد."

 این اشتباه را تصحیح کنید
 باید به کودکان خود یاد دهیم که چالش ها را تحمل کرده و با آنها مبارزه نمایند. البته، تشویق و تمجید، اصلاً کار اشتباهی نیست. او را تشویق کنید. بگویید، تو می توانی از پس این کار بر آیی.

اشتباه شماره 4
 بیش از حد صحبت کردن با کودکان نوپا، معمولاً ایده فوق العاده ای محسوب می شود. اما نه هنگامی که این کودکان رفتار نامناسبی از خود نشان می دهند. تصور کنید که مادری به کودک 2 ساله اش که کلوچه می خواهد، جواب منفی می دهد. کودک به خاطر این نه، هیاهو به پا کرده و سر و صدا راه می اندازد.
 مادر برای کودک توضیح می دهد، که الان زمان خوردن شام است. کودک به هر صورتی تلاش می کند تا کلوچه را به دست آورد؛ از سوی دیگر، مادر هم تلاش دارد که کلوچه را به کودک ندهد. حال مادر بار دیگر تلاش می کند تا علت ندادن کلوچه را به کودکی که گریه می کند، توضیح دهد. این کار باعث کلنجار رفتن دو طرف با یکدیگر، و در نهایت سرخوردگی مادر و کودک شود.
 روان شناسی می گوید: "صحبت کردن می تواند منجر به الگویی شود که ما آن را الگوی صحبت کردن - متقاعد کردن - بحث کردن - فریاد زدن - کتک زدن، می نامیم. کودکان، بزرگسالانی در بدن کودکانه نیستند. آنها افرادی منطقی نیستند، و نمی توانند آنچه را که شما برایشان می گویید و توضیح می دهید، جذب کرده و برای خود تجزیه و تحلیل نمایند".

 این اشتباه را تصحیح کنید
 روش هوشمندانه برای مطرح کردن این قانون، چیست؟ هنگامی که به کودک خود می گویید، تا کاری را انجام دهد، درباره آن صحبت نکنید و تماس چشمی برقرار نسازید. اگر کودک نافرمانی کرد، به صورت کلامی به او هشدار دهید، یا آنکه تا عدد سه بشمارید. اگر کودک باز هم تعلل نمود و کاری را که گفتید، انجام نداد، به او زمان دهید یا منتظر پیامد فوری این کار باشید؛ اما هرگز توضیح ندهید.

اشتباه شماره 5
 فقط غذاهایی را درست کنید، که کودک دوست دارد.
 آیا کودک نوپای شما فقط مرغ کباب شده و سیب زمینی سرخ کرده، می خورد؟ آیا او تنها شیرینی را دوست دارد؟ اگر رژیم غذایی کودک، تنها بر مبنای غذاهایی باشد که او دوست دارد، در برابر غذاهای دیگر از خود مقاومت نشان خواهد داد. بسیاری از والدین، بسیار دیر متوجه این موضوع می شوند.

 این اشتباه را تصحیح کنید
 کودک تان را تشویق کنید تا مانند بچه ای خوب رفتار کند. درصد زیادی از کودکان تمایل زیادی برای امتحان کردن، غذاهای جدید دارند؛ البته اگر ببینند مامان و بابا از خوردن این غذاها لذت می برند. اگر با خوردن یک لقمه عقب کشیدند، کمی از غذا را در ظرف شان بگذارید. برخی کودکان قبل از پذیرفتن یک غذا، باید چند بار آن را امتحان کنند.

 اگر کودک نوپای شما با ناخونک زدن غذا می خورد، خیلی نگران نباشید؛ بیشتر کودکان همین طور هستند. بچه ها دوست دارند با غذا کلنجار رفته و با آن بجنگند؛ اگر بخواهید به خاطر این رفتار آنها داد و فریاد راه اندازید، مطمئن باشید فقط مشکل را پیچیده تر می کنید.

اشتباه شماره 6
 خلاص شدن از تختخواب بچه ( گهواره ) ، گاهی برای پدر و مادران معضل می شود . این تختخواب ها سبب می شوند تا عادات خوب، در کودک تقویت شود. کودکی که به سرعت درون تخت واقعی قرار گیرد، با مشکلات عدیده ای در خوابیدن و در تختخواب ماندن، روبرو می شود و ممکن است در نهایت شما را بیدار نموده و بخواهد کنار شما بخوابد.
 برخی مادران نیز، خود را فرسوده می کنند، زیرا هر شب کنار کودکان خود می نشینند تا او بخوابد. آنها نمی دانند که علت این الگو، خود آنها می باشند.

 این اشتباه را تصحیح کنید
 چه زمانی باید از تختخواب بچه ( گهواره ) رها شویم؟
 برای بیشتر کودکان سنین 2 تا 3 سالگی بهترین زمان می باشد، زمانی که کودک خود شروع به بالا رفتن از آن کرد ویا زمانی که قد کودک حدود 90 سانتی متر شد.

اشتباه شماره 7
 آموزش توالت رفتن را زود شروع کنید.
 برخی از والدین، زمانی که می خواهند به کودک نوپای خود توالت رفتن را یاد دهند، این کار را با گول زدن او شروع می کنند. و اگر کودک کمی از الگویی که والدین برایش چیده اند، منحرف شود، با تنبیهی سخت مواجه خواهد شد.
 این امر می تواند منجر به جنگ قدرت بین والدین و کودک شود.

 این اشتباه را تصحیح کنید
 کودکان توالت رفتن را یاد می گیرند، زمانی که از آمادگی کافی برای یادگیری برخوردار باشند. نباید در این کار، عجله کنیم. اما می توانید مقدمات این کار را آماده کنید. توالت را به کودک نوپای خود نشان دهید. استفاده از آن را برای او توضیح دهید.

اشتباه شماره 8
 به کودک اجازه دهید تا زمان زیادی را پای تلویزیون بنشیند.
 کودکان نوپایی که زمان زیادی را صرف دیدن تلویزیون می کند، بعداً با مشکلات عدیده ای در یادگیری مواجه خواهند شد. مطالعات نشان داده است کودکان زیر دو سال، قادر به درک آنچه که در صفحات تلویزیون و مانیتور می بینند، نیستند.

 این اشتباه را تصحیح کنید
 کودکان نوپای خود را با خواندن، و کارهای خلاقانه دیگر، سرگرم کنید. با کودک خود صحبت کنید و او را تشویق کنید تا علاوه بر حرف زدن، گوش هم بدهد، هر چه بیشتر کودک خود را از تلویزیون دور نگه دارید، بسیار بهتر است.

اشتباه شماره 9
 تلاش برای متوقف ساختن خشم برخی از والدینی که نگران هستند کودک غیر قابل کنترل شود ، سبب می شود تا آنها والدینی ناکارا و بی کفایت به نظر آیند. اما همه کودکان، گاهی اوقات خشمگین می شوند. هنگامی که کودکی خشمگین شود، صحبت کردن با او کاری بی فایده می باشد. حتی اگر این اتفاق در خیابان و محلی عمومی بیفتد.

 این اشتباه را تصحیح کنید
 والدین باید به یاد داشته باشند که کودک و نظراتش اهمیت بسیار بیشتری نسبت به نظرات افراد دیگر دارد، بخصوص غریبه ها. اگر مردم، خیره به شما نگاه کنند یا مشاوره ای ناخواسته ارائه دهند، به سادگی لبخند بزنید و کودک را بردارید و به مکانی خلوت و دور از انظار عمومی بروید. تا بدین ترتیب بتوانید خشم کودک را کنترل کرده و او را آرام کنید. می توانید کودک را در آغوش گرفته و بقیه ی روز را با او سپری کنید.
 

آمار
  • افراد آنلاین : ۱
  • بازدید امروز : ۱
  • بازدید دیروز : ۰
  • بازدید این هفته : ۳
  • بازدید این ماه : ۶
  • بازدید امسال : ۲۲۵۹
  • بازدید کل : ۳۶۵۶۴
  • تعداد پست ها : ۱۴۲
  • تعداد نظرات : ۱






Powered by WebGozar

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دريافت کد فال حافظ براي وبلاگ

 
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت : فرد بلاگ
 
  behtarinbox
(بهترین لینک باکس)
nasimbox
نسیم باکس
takbox
سیستم افزایش آمار هوشمند تک باکس
pardisbox
لينك باكس هوشمند پردیس باکس،افزایش بازدید،لینک باکس،افزایش آمار،پردیس باکس
box.magicpc
افزايش آمار بازديد
ironibox
لينك باكس هوشمند ،افزایش بازدید،لینک باکس،افزایش امار، باکس
tabadol.in
سیستم افزایش آمار هوشمند مجیک
parnevis